لبخند سبز - آیا تا به حال لحظهای مکث کرده و از خود پرسیدهاید که اگر دیوار نامرئی میان صحنه و تماشاخانه فرو بریزد و شما به جای تماشاگر، یکی از بازیگران اصلی ماجرا باشید، تا چه اندازه جرأت دارید رازهای نهفته خود را فاش کنید؟ این پرسش بنیادین، قلب تپندهی نمایش «شونزده» است که در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر، با رویکردی تعاملی و جسورانه، مرزهای سنتی تئاتر را درنوردیده و تماشاگر را به میدان اصلی روایت میکشاند.
نمایش «شونزده» به نویسندگی و کارگردانی امیرمحمد کریمی، تجربهای متفاوت و بدیع در فضای تئاتر امروز ایران است که درامی تجربی را در بطن خود جای داده است. اثری که با اتخاذ رویکردی مستند- تعاملی، ساختار روایی کلاسیک و خطی را کنار میزند و اجرا را به فرآیندی زنده، تغییر پذیر و غیر قابل پیش بینی بدل میکند. در اینجا، هر اجرا محصولی یگانه و بیهمتاست؛ چرا که مشارکت مستقیم مخاطب، مسیر روایت را دگرگون میسازد و پایانبندی مشخصی وجود ندارد. این شیوه اجرایی، یادآور جریانهای نوگرای تئاتر معاصر جهانی است؛ از تئاتر تعاملی بریتانیایی تا تجربیات آوانگارد کارگردانانی چون ورنر شواب و تادئوش کانتور که تلاش داشتند مخاطب را از جایگاه منفعل و ناظر، به عنصر سازنده اجرا بدل کنند. در «شونزده»، همین مداخله تماشاگر سبب خلق لحظههایی ناب و غیرقابل تکرار میشود؛ لحظههایی که به جای بازنمایی صرف واقعیت، خود بدل به واقعیت میشوند و مرزهای داستان و زندگی واقعی را محو میکنند.
یکی از برجستهترین ویژگیهای این اجرا، فضای صمیمی و دوستانهای است که در سالن شکل میگیرد. دکور ساده و مینیمال، فاصلهی فیزیکی بازیگران و تماشاگران را به حداقل رسانده و فضایی را ایجاد کرده که در آن، غریبهها به یکباره دوستان همصحبت میشوند. نکته مثبت و جذاب این کار، تبدیل شدن سالن به چیزی شبیه یک جلسه گروه درمانی است؛ جایی که تماشاگران از گفتن رازهای مگوی زندگی یا تجربیات شخصیشان ابایی ندارند. این تعامل، حس تعلق و همدلی را در بین حاضران تقویت میکند و تجربهای اجتماعی فراتر از یک تئاتر معمولی خلق میکند. تیم جوان و خلاق با انرژی مثبت خود، این فضا را گرم و پویا نگه داشته و نشان میدهد که نسل جدید تئاتر ایران، ایدههای تازه و دغدغههای متفاوتی دارد که حمایت میشود.
با این حال، نقدی که به این اثر وارد میشود، مربوط به تعادل میان فرم و محتواست. «شونزده» در فرم نوآورانه و متمایز ظاهر میشود و کاملاً روی جنبه تعاملی بودن تمرکز دارد، اما گاه این تمرکز بیش از حد باعث میشود حرف اصلی یا پیام عمیقتر اثر تحتالشعاع قرار بگیرد. به دلیل کم بودن تایم نمایش و سرعت در گذر از روی حرفها و نظرات تماشاگران، گاهی عمق روانکاویها یا ایدههای مطرح شده، آنطور که باید گسترش نمییابد. برخی تماشاگران ممکن است احساس کنند که سریع از روی موضوعات رد میشود و فرصت درگیری عمیق با فکر و ایدهی نمایش پیدا نمیکنند. این مسئله میتواند اثر را به سطحی از کارگاه تجربی یا یک بازی گروهی نزدیک کند که اگرچه جذاب است، اما انسجام روایی و پیام مرکزی را کمی تضعیف میکند.
از منظر فنی و بصری، نمایش تلاش میکند همگام با این ساختار مدرن حرکت کند. طراحی صحنه ساده اما کارآمد است و بهرهگیری از ویدئومپینگ و نورپردازی بیانگر میل کارگردان به ورود به زبان تئاتر جهانی و استفاده از ابزارهای مدرن است. نفسِ جسارت در بهکارگیری این ابزارها و شکستن دیوار چهارم، قابل تحسین است و نشان میدهد که این گروه به دنبال دیالوگی جدی با زبانهای نوین نمایشی هستند.
در مجموع، «شونزده» تجربهای است جسورانه، زنده و ارزشمند که بهروشنی بیانگر هدفی نو برای نسل تازه کارگردانان ایرانی است هدفی فراتر از تکرار قالبهای رئالیستی یا کلاسیک، به دنبال خلق زبانهای شخصی و تعاملات تازه با مخاطبان. این نمایش شاید برای همهی طیفهای مخاطب با سلیقههای سنتی خوشایند نباشد، اما برای کسانی که به دنبال تجربهای متفاوت و مشارکتی هستند، فرصتی نادر برای کشف درون خود و دیگران فراهم میآورد. اثری که تا ساعتها پس از پایان، ذهن مخاطب را درگیر میکند و او را وادار به تفکر در مورد حرفهایی که زده یا نشده است، میکند.