وقتی هنر زیر بار پول میرود: روایتی متفاوت در نمایش همای
مهدی صالحی لبخند سبز - آیا تا به حال در دل تاریکی سالن تئاتر نشستهاید و حس کردهاید که مرز میان واقعیت و نمایش، آنقدر نازک میشود که ندانید صدای زوزهی گرگ را میشنوید یا ناله هنرمندی که زیر بار فقر و فشارهای کاری خم شده است؟
نمایش «همای» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم رهگذر، خود را به عنوان یکی از هوشمندانهترین و چندلایهترین آثار این دوره از چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر معرفی میکند. این درام که در سه بازه زمانیِ اسطورههای شاهنامه، دوره قاجار و زمان حال روایت میشود، تلاشی است برای بازخوانی مفهوم مبارزه در سه نسل و سه شخصیتِ زن.
همای، نمایشی است که با فرمی مدرن و زبانی طنزآمیز اما تلخ، به کالبد شکافی وضعیت هنر و هنرمند در جامعه امروز میپردازد. ابراهیم رهگذر در این اثر با قلم برجسته خود، بیننده را به گونهای درگیر میکند که به صورت توامان از دیالوگهای وزین و حرکت و چرخش پیاپی داستان از یک درام تاریخی کلاسیک به نقد اجتماعی با درون مایه طنز، بهره میبرد.
یکی از مهمترین ویژگیهای ساختاری «همای»، استفاده از تکنیک «تئاتر در تئاتر» است. محور اصلی اثر، کارگردانی است که در مسیر خلق یک اثر نمایشی با موانع و چالشهای متعدد مواجه میشود و به ناچار روایتی جایگزینِ روایت اصلی را بر صحنه جاری میسازد. این ساختار چندلایه، اثر را به تجربهای متا نمایشی و چند بعدی تبدیل کرده و مخاطب را با فرآیند تضادها و مشکلات مرتبط با مسیر خلق یک اثر نمایشی آشنا میسازد. نمایش «همای» سعی کرده با فرم نمایش در نمایش، سیر ورود اسپانسرها و پولهای مشکوک به تئاتر و در نتیجه سطحی شدن این عرصه را به تصویر بکشد و این موضوع را به شدت نقد کند.
این نقد که با ظرافت و نه با شعارزدگی، در خِلال داستان مطرح شده، یادآور فیلم شاهکار «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی است که با ساختاری مشابه، همین موضوع را در مورد سینما به تصویر کشیده بود. اگرچه این ویژگی چندان نوآورانه محسوب نمیشود و مشابه نمونههایی مانند «هپ» و «مده آ اجرا نمیشود» که قبلاً روی صحنه رفته است، اما پرداخت رهگذر به آن با تکیه بر طنز و دیالوگهای کوبنده، فضای متفاوتی را خلق کرده است.
از منظر بصری و اجرایی، «همای» تجربهای خیرهکننده است. طراحی صحنه و خلاقیت در طراحی اکسسوارها عالی بود و توانست بدون تغییرات دکور سنگین، گذر زمان را نشان دهد. استفاده از کلاژهایی از عمق تاریخ، میانه و اکنون این سرزمین با بازی نور و سایه دیو و بازسازی امواج دریا با پارچههای سفید و آبی، تصویری شاعرانه و حماسی خلق کرد. این عناصر در کنار طنزی که در لایههای زیرین متن جریان داشت، گوشههای تأثیرگذاری را با بازی و هماهنگی عالی بازیگرانش به نمایش گذاشت. کات خوردن صحنهها خیلی به موقع بود، جوری که مخاطب را برای ادامه داستان تشنه نگه میداد؛ تنها صحنهای که کمی دیر اتفاق افتاد و طولانی شد، صحنه مواجهه همای با گرگینه بود.
بازیگران نمایش، علیرغم جوانی و کمتجربه بودن برخی از آنها، عملکردی قابل تحسین ارائه دادند. در اکثر صحنهها بازیها یکدست بود. در این میان، نقشآفرینی قدرتمند خانم فتحاللهی در نقش همای(خدمتکاری با اختلال گفتاری) درخشان بود. او با اینکه پرچالشترین شخصیت داستان را بر عهده داشت، به خوبی و با تسلط کامل از عهده کار برآمد و توانست با بازی خود، بار عاطفی و دراماتیک نمایش را حمل کند. همچنین پرسوناژ گرگینه با اکتهای فراوان، سعی در جذب مخاطب داشت که اگر چه در صحنه هایی نتیجهای عکس داد، اما در مجموع لحظات شاخصی را خلق کرد. بازیگر نقش تهیهکننده نیز با لهجه شیرینی که داشت، نمکِ بازیاش بود، هرچند سرعت دیالوگهای او آنقدر زیاد بود که گاهی شنیدن و فهمِ آنها دشوار میشد.
اما ستون فقرات نمایش «همای» و شاید قویترین عنصر آن، موسیقی بود. جادوی موسیقی ارکستر تکنفره بینظیر، استثنایی و دلنشین بود که تجربهای دلنواز را برای تماشاگر فراهم کرد. او با چند ساز و عملکردی مشابه یک گروه ارکستر، ستون محکمی برای نمایش ساخت. موسیقی کاملاً با جریان روایتها هماهنگ بود، فضا را تقویت میکرد و حتی در لحظاتی که دیالوگها کمرنگ میشدند، جریان معنایی اثر را حفظ میکرد.
با این حال، یک نقد حرفهای و منصفانه باید به ضعفهای فنی و اجرایی نیز اشاره کند. در بخشهایی از نمایش، ریتم داستان خیلی سریع پیشرفت و دیالوگ بعضی از بازیگران خیلی تند و نامفهوم بود. همچنین آغاز نمایش با ریتمی هیجانانگیز و جذاب شروع شد و دیالوگ و نحوه بیان بازیگر نقش همای مخاطب را جذب میکرد، اما در ادامه سرعت بیش از حد ریتم، کمی از عمقِ انتقال مفاهیم کاست.
در مجموع، «همای» از منظر محتوایی، نمایش «همای» بسیار مدرن و پیشرو است و یادآور بود که در این روزهای سخت و خشن، هنر میتواند پناهگاهی باشد و نمونهای ارزشمند از تلاش گروهی جوان است که با وجود کم تجربگی نسبی بازیگران و برخی نواقص فنی، توانستند فرآیند خلق یک اثر نمایشی، تلفیق موسیقی زنده با صحنه و تغییر روایتها را به طور نسبتأ قابل قبولی به نمایش بگذارند.