menusearch
labkhandsabz.ir

وقتی هلیکوپتر در حمام فرود می‌آید: نقدی بر نمایش کرشن دو

جستجو
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ | ۰۹:۳۲:۱۴
۱۴۰۴/۱۱/۹ پنجشنبه
(0)
(0)
وقتی هلیکوپتر در حمام فرود می‌آید: نقدی بر نمایش کرشن دو
وقتی هلیکوپتر در حمام فرود می‌آید: نقدی بر نمایش کرشن دو

وقتی هلیکوپتر در حمام فرود می‌آید: نقدی بر نمایش کرشن دو - لبخند سبز

مهدی صالحی 

لبخند سبز - آیا تا به حال در فضایی بسته و مرموز گیر افتاده‌اید که مرز میان واقعیت و کابوس، آن‌قدر نازک شود که ندانید صدای هلیکوپتر از بیرون می‌آید یا درون ذهن شما؟

نمایش «کرشن دو» نوشته پویا سعیدی و به کارگردانی فرشید روشنی، خود را به عنوان یکی از متفاوت‌ترین، پویاترین و چالش‌برانگیزترین آثار این دوره چهل و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر معرفی می‌کند. این اثر که در فضایی پر از تعلیق و معما، در حمام یک خوابگاه دانشجویی رخ می‌دهد، تلاشی جسورانه برای خلق تجربه‌ای تئاترال است که مخاطب را از حالت تماشاگر منفعل خارج کرده و در جریان رویدادهای صحنه درگیر می‌کند. داستان با ورود یک غریبه، حضور پلیس، آمدن یک هلیکوپتر و زوزه‌های یک سگ آغاز می‌شود و لحظاتی پر از هیجان و سوال را رقم می‌زند. «کرشن دو» تنها یک نمایش کمدی یا داستان معمایی نیست؛ بلکه آزمایشگاهی برای آزمودن مرزهای ادراک، زمان و مکان است که مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهد که نه توان تفکر حال را دارد و نه توان تمییز دادن داده‌ها.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های کرشن دو، ساختار روایی و کارگردانی آن است که به شکلی هوشمندانه بر مکانیسم ساختارشکنی تکیه دارد. نمایش در ابتدا ساختارها را شکل می‌دهد و تماشاگر را با خود همسو می‌کند، اما بلافاصله با فاصله‌گذاری‌های ناگهانی و ورود به بحث‌های فلسفی پیرامون ماهیت چیستی و هستی، این نظم را برهم می‌ریزد. این رویکرد باعث می‌شود تماشاگر فراموش کند که در سالن تئاتر نشسته و دچار نوعی زوال عقل کنترل‌ شده می‌شود؛ حالتی که در آن ورودی داده‌ها بیشتر از پردازش آن‌هاست. این تعلیق روانی که کارگردان با مهارت بر صحنه ایجاد می‌کند، مخاطب را به نقطه‌ای می‌رساند که به دنبال «کاتارسیس» یا تطهیر است. نمایش با تشکیل تصاویر ذهنی و تخریب پی در پی آن‌ها، اجازه نمی‌دهد تماشاگر از اجرا پیشی بگیرد و همیشه یک قدم از او جلوتر است.

از منظر بصری و اجرایی، «کرشن دو» لحظاتی درخشان دارد که مرز بین نمایش و واقعیت را به طرز ظریفی از بین می‌برد. ورود غیرمنتظره بازیگران و طراحی صحنه که فضای حمام خوابگاه را تداعی می‌کند، به گونه‌ای است که تماشاگر گاهی فراموش می‌کند یک نمایش را تماشا می‌کند و احساس می کند که وسط خزینه حمام نشسته(توضیح واضحات خزینه پدر بزرگ جکوزی است). این تعامل زیست ‌تئاتری که در آن بازیگران گاهی با مخاطب ارتباط چشمی مستقیم برقرار می‌کنند، حس حضور در یک هزارتوی عجیب و غریب را القا می‌نماید. موسیقی اجرایی نیز بسیار خوب طراحی شده و فضای زیبایی به نمایش بخشیده است. صحنه پایانی نمایش که قدرت نمایش را با یک تهیه‌کننده قدرتمند، با فرم بدن و نگاه خیره‌کننده عجیب به تصویر می‌کشد، سکوتی سنگین و تاثیرگذار به صحنه داد که نشان‌دهنده تسلط گروه بر ریتم و اوج‌گیری دراماتیک بود.

بازی‌ها در مجموع خوب بود و توانستند حس کمدی و تعلیق را همزمان منتقل کنند. با این حال، نمی‌توان از برخی ناهماهنگی‌ها چشم‌پوشی کرد. مثلا یکی از بازیگران که نقش دانشجوی اسکن مغز یا شخصیتی عینکی را داشت، بیشتر شبیه به تقلید از بازیگران کمدی عمل می‌کرد تا اینکه در بافت نقش فرو رفته باشد؛ که کمی از باور پذیری اثر کاست. همچنین در بخش کارگردانی، اگرچه فرشید روشنی تمام تلاشش را کرده تا اثری متفاوت خلق کند، اما در  بخش‌هایی کمی ناپخته به نظر می‌رسد. نمایشنامه پویا سعیدی بسیار پرپتانسیل و دینامیک است و قطعاً می‌توانست پرقدرت‌تر روی صحنه ظاهر شود. ده دقیقه ابتدایی نمایش که انتظار می‌رفت شروعی طوفانی باشد، کمی بی‌رمق اجرا شد و بازیگران در اکت‌های مختلف گم می‌شدند. گویی کارگردان آنقدر مشغول طراحی خلاقانه و غافلگیری‌های پیاپی بوده که فرصت کافی برای استقرار کامل بازیگران در فضا نداشته است.

یکی دیگر از نقاط چالش‌برانگیز اثر، پایان‌بندی آن است. نمایش در کل زمان خود، دنبال معمای جدید بود و حوصله مخاطب سر نمی‌رفت، اما در انتها با یک پایان‌بندی مدرن روبرو می‌شویم که برای برخی از تماشاگران قابل قبول نبود. این دسته از مخاطبان معتقدند که اگر پایان‌بندی مدرن حذف می‌شد و داستان سیر عادی و منطقی خودش را می‌رفت، نمایش بسیار بهتر می‌شد. با این حال، نمی‌توان انکار کرد که همین پایان‌بندی غیرمنتظره است که «کرشن دو» را از یک کمدی ساده دانشجویی جدا کرده و به آن لایه‌ای از فکر و تامل بخشیده است. نمایش همچنین به خوبی و با طنزی تلخ، وسواس عجیب کارگردان‌ها و بیهوده بودن نظرات تهیه‌کنندگان در عرصه تئاتر را به تصویر می‌کشد که بخشی از طنز انتقادی اثر را تشکیل می‌دهد.

در لایه‌های زیرین متن، «کرشن دو» به آموزش بازیگری و حتی پشت صحنه تئاتر نیز می‌پردازد و این مفاهیم را در قالبی نمایشی و جذاب بازمی‌گرداند. سطحی‌ترین دستاورد این اجرا، رفتار تعاملانه یک زیست‌تئاتری است، اما عمیق‌ترین دستاورد آن، همان حس تطهیر و کاتارسیسی است که مخاطب پس از پایان نمایش تجربه می‌کند. این حس که تا مدت‌ها همراه تماشاگر باقی می‌ماند، نشان‌دهنده موفقیت اثر در نفوذ به لایه‌های ناخودآگاه مخاطب است.

در مجموع، «کرشن دو» نمایشی است که هم انتظار را برآورده می‌کند و هم پر از غافلگیری است. اگرچه در بخش‌هایی از کارگردانی و بازی برخی بازیگران ایراداتی وارد است و کار هنوز به آن پختگی کامل نرسیده و شبیه به «لباس‌های خوش طرحی است که در مرحله اتود ارائه شده‌اند»، اما تلاش فرشید روشنی و پویا سعیدی برای خلق اثری متفاوت در ژانر کمدی- فلسفی ستودنی است. این نمایش برای کسانی که به دنبال تئاترهای معمولی و روایی نیستند و دوست دارند چالش‌های ذهنی را تجربه کنند، انتخابی فوق‌العاده است. تماشای این نمایش به شما اطمینان می‌دهد که از یک هزارتوی هیجان‌انگیز لذت خواهید برد و با دیدی متفاوت به دنیای تئاتر و پشت صحنه آن خواهید نگریست.

 

 share network
مرتبط با این بخش
بررسی سه اثر برتر روز اول جشنواره تئاتر فجر در برنامه نقد کوتاهنقدی بر «تاراتینا»: روایتی مینیمال از تنهایی‌های انسان مدرنمانتیکور؛ سفر به دل تاریکی با زبان اسطوره و تکنیکوقتی طاعون روح را می‌خورد: بررسی اگزیستانسیالیسم در تئاتر معاصر ایرانتئاتر فجر ۴۴؛ تلاشی برای بقا در محدودیت‌ها و چشم‌انداز فردامیان اسطوره، واقعیت و کابوس؛ آنچه در روز نخست جشنواره تئاتر فجر گذشتدر نشست خبری جشنواره تئاتر فجر مطرح شد؛ پیشاهنگ هنر نمایش با رویکردی ملی و انتقاد از فضای مجازییتیمچه؛ تابوشکنی خانواده ایرانی در جشنواره فجرنسل سکوت؛ روایتی سه‌گانه از ویرانی‌ها و امیدهاسوراخ در دیوارِ ذهن؛ سفر سینمایی به ناخودآگاه در نمایش «فروید» فروپاشی آرام در سایه‌ شکسپیر؛ روایتی مدرن از مکبث در تئاتر ایران آموزش مهارت زندگی با زبان شیرین تئاتر؛ مروری بر «خشم قلمبه»وقتی واقعیت یخ می‌زند، روایتی سورئال از جنون و سوگ در اسب‌های طاعونوقتی هنر زیر بار پول می‌رود: روایتی متفاوت در نمایش همای سفر به کافه ریک؛ بازآفرینی عاشقانه‌ کازابلانکا در تالار حافظمرثیه‌ای برای کودکی گمشده؛ نقد و بررسی نمایش بی‌تابستان
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب