لبخند سبز - در میان آثار انتخاب شده در چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، نمایش «خشم قلمبه» به عنوان اثری آموزشی و سرگرمکننده در بخش تئاتر کودک و نوجوان خود را به مخاطبان معرفی میکند. این نمایش با روایتی ساده اما عمیق، به یکی از دغدغههای اصلی روانشناختی دوران کودکی میپردازد: مدیریت هیجانات.
داستان درباره دختر بچهای است که بیشتر مواقع عصبانی می باشد، اما بلد نیست خشمش را کنترل کند. همین موضوع باعث شده تا دوستانش را از دست بدهد و در تنهایی فرو رود. روایت نمایش در نقطهای آغاز میشود که شخصیت اصلی با کمک دو یار کمکی؛ گربهاش و دختر همسایه، تلاش میکند احساسش را بشناسد و راهی برای مدیریت خشمش پیدا کند. این موضوع انتخابی هوشمندانه توسط نویسنده و کارگردان اثر سعید ابک و وحید نفر است، زیرا خشم یکی از پیچیدهترین و در عین حال رایجترین احساسات در کودکان است که اغلب والدین و مربیان در تربیت آن دچار چالش میشوند.
یکی از مهمترین ویژگیهای «خشم قلمبه»، زبان بصری و اجرایی آن است که برای مخاطب کودک طراحی شده است. در تئاتر کودک، انتقال مفاهیم انتزاعی مانند خشم یا تنها بودن نیازمند ابزارهایی است که دنیای کودک را بفهمد. استفاده از شخصیت گربه به عنوان یک همراه همیشگی و همدم، نمادین و هوشمندانه است. حیوانات در دنیای کودکان جایگاه ویژهای دارند و میتوانند به عنوان بازتابی از احساسات درونی عمل کنند. گربه در این نمایش نه تنها یک عنصر دکوراتیو نیست، بلکه به نوعی وجدان بیدار یا دوست مشاور عمل مینماید که به دخترک کمک میکند تا به درون خود نگاه کند. همچنین ورود دختر همسایه، نماد اجتماعی شدن و ورود دیگران به دنیای شخصیت اصلی است که نشان میدهد خروج از تنهایی و کنترل خشم، تنها با ارتباط سالم با دیگران ممکن میشود.
از منظر آموزشی، این نمایش تلاش میکند تا به جای نصیحت کردن مستقیم که معمولاً کودکان را خسته میکند، مفاهیم را در قالب داستان و ماجرا آموزش دهد. کودکان تماشاگر با دیدن تنهایی دختر بچه و از دست دادن دوستانش، به صورت تجربی درمییابند که خشمِ کنترل نشده چه هزینههایی دارد. سپس با مشاهده تلاشهای شخصیت برای شناخت احساسش، یاد میگیرند که خشم احساسی بد و ممنوعه نیست، بلکه احساسی است که باید شناخته و مدیریت شود. این رویکرد که بر شناسایی احساس تاکید دارد، یکی از اصول مدرن روانشناسی کودک است و نمایش در این زمینه موفق عمل میکند.
با این حال، یک نقد منصفانه باید نگاهی دقیقتر به فرم و فن اجرا نیز داشته باشد. در حوزه تئاتر کودک، تعامل با مخاطب و حفظ ریتم نمایش حیاتی است. اگرچه متن خشم قلمبه پتانسیل بالایی دارد، اما اجرای آن نیازمند آن است که بازیگران بتوانند با انرژی بالا و ارتباط چشمی مداوم، کودکان را در سالن نگه دارند. بازی در نقش کودک توسط بازیگران بزرگسال، همیشه یکی از چالشهای این ژانر است و نیازمند ظرافت خاصی است تا به کارتونی شدن یا اغراق افراطی منجر نشود. موفقیت این نمایش در گرو آن است که بازیگر نقش اصلی بتواند طیفهای مختلف خشم، از قهر تا ناراحتی و در نهایت آرامش را به شکلی باورپذیر و قابل فهم برای کودک اجرا کند. همچنین استفاده از موسیقی، آهنگ و حرکات بدنی میتواند در انتقال انرژی صحنه به مخاطب کوچک کمک شایانی کند.
نکته دیگر در مورد طراحی صحنه و فضا است. فضای نمایش باید به گونهای باشد که کودک احساس امنیت کرده و در عین حال با داستان ارتباط برقرار کند. استفاده از المانهای رنگی و جذاب در دکور، میتواند دنیای ذهنی کودک را به تصویر بکشد که دکور کار قابل قبول بود و دارای رنگهایی متناسب با تئاتر طراحی گریده.
در مجموع، «خشم قلمبه» نمایشی است که با موضوعی کاربردی و به روز، در دل جشنواره فجر حضور یافته است. این اثر تلاشی ارزشمند برای پر کردن شکاف میان سرگرمی و آموزش است. والدینی که فرزندانشان را به تماشای این نمایش آوردند، نه تنها یک ساعت شاد را برای آنها فراهم میکردند، بلکه زمینهای را فراهم میکنند تا پس از پایان نمایش، گفتوگویی سازنده با فرزندشان درباره احساساتشان داشته باشند. یادگیری مهارتهای زندگی از طریق هنر تئاتر، یکی از موثرترین روشهای تربیتی است. این اثر با روایت داستان دختری که راهِ همدلی با خود و دیگران را پیدا میکند به کودکان یاد میدهد که هیولاهای درونمان را میتوانیم مهار کنیم و دوستان خوبی باقی بمانیم.