menusearch
labkhandsabz.ir

مانتیکور؛ سفر به دل تاریکی با زبان اسطوره و تکنیک

جستجو
چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ | ۲۰:۲۷:۰۹
۱۴۰۴/۱۱/۲ پنجشنبه
(0)
(0)
مانتیکور؛ سفر به دل تاریکی با زبان اسطوره و تکنیک
مانتیکور؛ سفر به دل تاریکی با زبان اسطوره و تکنیک

نقد تئاتر مانتیکور - لبخند سبز

مهدی صالحی

لبخند سبز - در دل چهل و چهارمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، جایی که تنوع آثار گاهی مخاطب را در انتخاب سردرگم می‌کند، نمایش «مانتیکور» با متن، کارگردانی و اجرای مهدی موسی‌خانی در مجموعه تئاترشهر، کارگاه نمایش، خود را به عنوان اثری جسورانه، مدرن و پرچم‌دار «میکروتئاتر» معرفی می‌کند. این اثر که مدت زمان کوتاهی معادل 40دقیقه دارد، فرصتی را برای مخاطب فراهم می‌آورد تا در زمانی متمرکز، با عمقی از مفاهیم سیاسی و اجتماعی روبه‌رو شود که شاید در آثار طولانی‌تر و روایی‌تر در لابلای دیالوگ‌ها گم شود. «مانتیکور» تنها یک نمایش نیست؛ بلکه یک کابوس دیداری و شنیداری است که تلاش می‌کند با بهره‌گیری از زبان اسطوره و تکنیک‌های امروزی، پوستری از واقعیت‌های تلخ جهان معاصر را به تصویر بکشد.

نمایش «مانتیکور» با الهام از اساطیر ایران باستان، نام خود را از یکی از دیوهای کهن این مرز و بوم وام گرفته است؛ موجودی افسانه‌ای با سر انسان، بدن شیر و دم عقرب. اما موسی‌خانی در این اثر، به جای روایتگری خطی و حماسی از نبرد پهلوانان با این دیو، رویکردی سورئال و نمادین را برگزیده است.

او مانتیکور را نه به عنوان یک موجود خیالی، بلکه به عنوان استعاره‌ای از «دیوگونگی» در دنیای مدرن به تصویر می‌کشد. در این روایت، هیولا صرفاً یک موجود ترسناک نیست؛ بلکه بازتابی از خشونت ذاتی رهبران سلطه‌جو و متجاوزی است که خود تجلی‌گاه جنگ و ویرانی هستند. این انتخاب هوشمندانه، نمایش را از یک داستان فانتزی خارج کرده و به یک اثر انتقادی تیز و برنده تبدیل می‌کند که با مخاطبی که هر روز اخبار جنگ و خونریزی را می‌شنود، ارتباطی عمیق برقرار می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «مانتیکور»، فرم اجرایی آن است که در قالب میکروتئاتر و با تکیه بر یک اجراگر طراحی شده است. این محدودیت در تعداد بازیگران، به جای آنکه خللی در کار ایجاد کند، باعث شده تماشاچی تمرکزی تمام ‌قد بر روی بازی فیزیکی و روانی اجراگر و فضا سازی صحنه داشته باشد. اجراگر در سکوتی مطلق فرو رفته و هیچ واژه‌ای از دهانش خارج نمی‌شود. تمام بار روایی و انتقال معنا بر دوش یک راوی ضبط ‌شدهاست. این جدایی میان تصویر و صدا، حس غریبی از بیگانگی را القا می‌کند. اجراگر مانند یک عروسک خیمه ‌شب‌ بازی یا بدنِ تسخیر شده‌ای به نظر می‌رسد که توسط صدایی از بیرون هدایت می‌شود. این تکنیک، تصویری کاملاً هولناک و واقعی از رهبران خونخوار ارائه می‌دهد؛ افرادی که شاید ظاهری انسانی داشته باشند، اما افکار و اعمالشان توسط نیروهای پنهان و شیطانی دیگری کنترل می‌شود. تعامل اجراگر با صدا و اتمسفر صحنه، آنقدر دقیق و هماهنگ است که مخاطب فراموش می‌کند صدایی ضبط ‌شده می‌شنود و باور می‌کند که روح نمایش در همان لحظه در حال تکلم است.

از منظر بصری، مانتیکور تجربه‌ای دیوانه ‌وار و درخور توجه است. استفاده هوشمندانه از چندین ویدئو پروژکشن و مپینگ‌های متنوع، فضایی کابوس‌وار و وهم ‌آلود خلق کرده که مخاطب را از ابتدا تا انتها در خود غرق می‌کند. نورپردازی تیز و سایه‌های طولانی در کنار تصاویر پراکنده بر روی پرده، آشوب جهان معاصر را به خوبی بازتاب می‌دهند. طراحی صحنه مینیمال اما نمادین است و اجازه می‌دهد تا تخیل مخاطب در تکمیل فضای نمایش نقش داشته باشد. در بخش‌هایی از اجرا، مرز میان واقعیت و رویا، و میان اجراگر و عروسک‌گردانی محو می‌شود و این ابهام، حس ترس و دلهره را دو چندان می‌کند. این رویکرد تجربی، نشان ‌دهنده جسارت کارگردان در آزمودن مرزهای تئاتر سنتی و ترکیب آن با هنرهای بصری و رسانه‌ای است.

مغز متفکر نمایش به شکلی شفاف و بدون ابهام به نقد خونخواری ذاتی قدرت‌های سلطه‌ طلب می‌پردازد. در لحظاتی از نمایش، ذهن مخاطب ناخود آگاه به سمت واقعیت‌های تلخ جهان امروز سوق پیدا می‌کند.

تصاویر و فضای نمایش، تداعی‌کننده سخنان منافقانه برخی رهبران سیاسی جهان است که با ظاهری انسان دوستانه، وعده‌های آبادانی می‌دهند، اما در پشت پرده، در فکرویرانی و کشتار هستند. اشاره‌های تلویحی اثر به وضعیت غزه، سوریه و سایر نقاط جهان، بدون اینکه نامی برده شود، با زبان هنر و نماد، فریاد اعتراضی بلند است علیه ظلم و استکبار. این ویژگی، «مانتیکور» را از یک سرگرمی صرف خارج کرده و به آن بار معنایی و اجتماعی سنگینی می‌دهد که در شأن جشنواره تئاتر فجر است.

با این حال، نقدی منصفانه باید نگاهی دقیق‌تر به ساختار فنی اثر نیز داشته باشد. نمایش با برخی چالش‌های فنی روبروست که رفع آن‌ها می‌تواند تجربه مخاطب را به کمال برساند. که مهمترین آنها کیفیت صدا و تنظیمات سیستم صوتی است. از آنجا که تمام بار روایی نمایش بر عهده راوی صوتی است، وضوح و کیفیت صدا حیاتی است. در برخی لحظات، به دلیل تنظیمات نادرست یا مشکلات فنی احتمالی، دریافت صدا برای مخاطب نامفهوم می‌شود و این امر باعث قطع ارتباط مخاطب با داستان می‌گردد. در اثری که سکوت اجراگر نقشی کلیدی دارد، هر نوع نویز یا نارسایی در صداگذاری می‌تواند به عنوان یک عامل حواس‌پرتی عمل کند.

با وجود این «مانتیکور» نمایشی است که به دلیل فرم خاص و سنگین خود، مخاطب خاص خود را می‌طلبد. شاید این اثر احتمالاً برای تماشاگرانی که به دنبال داستان‌های خطی و سرگرمی‌های سبک هستند، جذابیت چندانی نداشته باشد. اما برای مخاطبان علاقه‌مند به تجربه‌های تئاترهای مفهومی، هنرهای نمایشی تجربی و نگاه‌های عمیق فلسفی و سیاسی، «مانتیکور» یک کالای گران‌ بها و کم‌ نظیر است. کوتاه بودن مدت زمان نمایش نیز به نفع آن تمام می‌شود؛ چرا که تراکم مفاهیم و فضای سنگین و کابوس‌وار، اگر طولانی‌تر می‌شد، ممکن بود مخاطب را خسته کند. اما در این فرمت کوتاه، نمایش ضربه‌ای محکم و کوتاه به ذهن و احساسات تماشاگر وارد می‌کند و اثرش را تا مدت‌ها به جا می‌گذارد.

در مجموع، «مانتیکور» اثری جسورانه در دل چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر است که با تکیه بر اساطیر بومی و تکنیک‌های مدرن، تصویری تکان‌ دهنده از دیوگونگی قدرت ارائه می‌دهد. این نمایش در انتقال پیام انتقادی خود و خلق فضایی وهم‌ آلود موفق عمل می‌کند. مهدی موسی‌خانی با این اثر نشان می‌دهد که تئاتر می‌تواند فراتر از دیالوگ ‌نویسی سنتی، با استفاده از ابزارهای بصری و صوتی، زبان تازه‌ای برای نقد واقعیت‌های تلخ جهان بیابد. «مانتیکور» دعوتی است به مواجهه با هیولاهای درون و بیرون و یادآوری می‌کند که در دنیایی که رهبرانش گاهی شبیه دیوهای اساطیر رفتار می‌کنند، هنر و تئاتر همچنان پناهگاهی برای بیداری وجدان‌هاست.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب