menusearch
labkhandsabz.ir

سفر به ژرفای روان؛ روایتی تراژیک و چندلایه در نمایش بیست و یک

جستجو
يكشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۵:۴۱:۱۴
۱۴۰۴/۱۱/۱۲ يكشنبه
(0)
(0)
سفر به ژرفای روان؛ روایتی تراژیک و چندلایه در نمایش بیست و یک
سفر به ژرفای روان؛ روایتی تراژیک و چندلایه در نمایش بیست و یک

سفر به ژرفای روان؛ روایتی تراژیک و چندلایه در نمایش بیست و یک

 

مهدی صالحی 

 

آیا تا به حال لحظه‌ای مکث کرده و از خود پرسیده‌اید که مرز بین واقعیت و جنون، چقدر نازک است و آیا ترس ما از دیوانگی، ناشی از شناختن آن در درون خودمان است؟ این پرسش بنیادین و ترسناک، قلب تپنده‌ی نمایش «بیست و یک» است که در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر، تماشاگر را به سفری به عمق روان انسان و تاریک‌ترین زوایای جامعه می‌برد.

نمایش «بیست و یک» به نویسندگی و کارگردانی محسن اردشیر، تجربه‌ای جسورانه و منحصر‌به‌فرد در فضای تئاتر امروز ایران است. اثری که در تالار استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت و از همان دقایق ابتدایی، مخاطب را درگیر جهانی پیچیده، چندلایه و آشوب‌زده می‌کند. این نمایش نه صرفاً قصه‌ای برای شنیدن، بلکه رویدادی است برای تحمل و اندیشیدن؛ سفری به ژرفای ناخودآگاه جمعی که در آن، تراژدی مدرن در بستر یک خانواده و جامعه بحران‌زده رخ می‌دهد. اردشیر با روایتی پسامدرن، به مدد فیزیک بدن بازیگران، ژست‌های برآمده از رقص و باله، نورپردازی‌های خشن و گاهی ملایم، و ساختاری گسسته، جهانی خلق کرده که یادآور رمان‌های داستایوفسکی و نمایشنامه‌های ایبسن است. جهانی که در آن، هر صحنه می‌تواند خاطره‌ای فروخورده یا کابوسی باشد که بیننده را به چالشی اساسی با واقعیت‌های پنهان دعوت می‌کند.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این اجرا، بازی هوشمندانه بازیگران و کارگردانی دقیق محسن اردشیر است. او با شناختی عمیق از متن و لایه‌های پنهان شخصیت‌ها، توانسته تیمی از بازیگران را رهبری کند که هر یک به نوبه خود می‌درخشند. بازیگر نقش جان بانی فاس، بازی‌ای فرا درخشان و توفانی ارائه می‌دهد که بی‌شباهت به بازی دنی دی لوییس در فیلم ‌هایی چون «پای چپ من» نیست. او لحظه به لحظه، درس‌های بازیگری استانیسلاوسکی را به اجرا درمی‌آورد و با غرق شدن کامل در نقش، مخاطب را میخکوب می‌کند. بازیگر نقش دکتر اما، یکی از سخت‌ترین و پرلایه‌ترین نقش‌ها را به عهده دارد و با استفاده از تمام ابزارهای بازیگری از بدن و بیان تا تخیل، از پس آن به خوبی برمی‌آید. بازیگران این اثر، به واسطه‌ی طوفانی که در صحنه به پا می‌کنند، دیده می‌شوند، نه به خاطر زیبایی چهره؛ آن‌ها بازیگرانی هستند که برای نقش خود ارزش قائل‌اند و این اشتیاق به مخاطب منتقل می‌شود.

از منظر بصری و صوتی، نمایش «بیست و یک» دنیایی غنی و چشم‌نواز را ارائه می‌دهد. طراحی صحنه مینیمال اما گویا و کارآمد است، به‌ویژه صحنه‌ای انتزاعی به شکل حرف «ایکس» (X) ناقص که بخشی از آن روی زمین و بخشی بر دیوار قرار گرفته؛ نمادی هوشمندانه از حذف، سرکوب و حقیقتی نیمه‌جان که روایتی یک‌طرفه و قضاوتی ناقص را به ذهن متبادر می‌کند. نورپردازی متضاد و استفاده هوشمندانه از رنگ‌های تند، به‌ویژه قرمز که نماد خون و خشونت است، فضایی از تعلیق و اضطراب روانی خلق می‌کند. افکت‌های صوتی کشدار و ریتم‌های منقطع نیز در خدمت این فضا هستند. با این حال، نقدی که به بخش فنی وارد است، طراحی لباس است که در برخی موارد با ضعف‌هایی روبروست. لباس‌هایی که قرار بود نشانی از هالووین داشته باشند، گاهی کپی‌های واضحی از آثار الکساندر مک‌کویین بودند و خلاقیت شخص طراح در آن‌ها کمتر دیده می‌شد.

متن و ساختار نمایش، روایتی پازلی دارد که قطعات پراکنده‌ی آن در ذهن مخاطب تنفس می‌کنند و در پایان به انسجامی تکان‌دهنده می‌رسند. اردشیر با بازی با ژانرهای مختلف از ملودرام و تراژدی تا گروتسک و کمدی سیاه، زبان‌های اجرایی متنوعی را به کار گرفته است. این چندژانری بودن اگرچه از نظر فرمی جسورانه و جذاب است، اما گاهی باعث می‌شود تمرکز مخاطب شکسته شده و انسجام کلی اثر تهدید شود. حجم بالایی از موضوعات، از نقد سیاست و سوءاستفاده ساختاریافته از دین تا مسائل روان‌شناختی و اجتماعی، گاهی فراتر از ظرفیت اجرا می‌رود و مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند. با این حال، رویکرد روان‌شناختی نمایش بسیار عمیق است. این اثر فراتر از بازنمایی اختلالات روانی، به مثابه یک رویداد روانی عمل می‌کند و پرسشی بنیادین مطرح می‌سازد: آیا ما از چیزی می‌ترسیم چون در درون خود آن را می‌شناسیم؟ تمرکز ویژه نمایش بر نقش زنانه و بدن زن به عنوان نمادی از خشونت ساختاری و مقاومت، نیز از دیگر نقاط قوت است که بار عاطفی و معنایی اثر را چند برابر کرده است.

در مجموع، «بیست و یک» نمایشی است ضروری برای مخاطبان تئاتر، به‌ویژه کسانی که به دنبال تجربه‌ای متفاوت، چالش‌برانگیز و پرمفهوم هستند. اثری که با شجاعت و صداقت، زخم‌های روانی انسان معاصر و فروپاشی هویتی را به نمایش می‌گذارد. پایان نمایش که در آن شخصیت‌ها با عبور از دیوار چهارم و نفوذ به احساسات تماشاگر، آن‌ها را در کنشی جمعی همراه می‌کنند، نشان‌دهنده‌ شناخت دقیق کارگردان از هدف نهایی خود ایجاد مشارکت فعال ذهنی و حسی در بیننده. این نمایش، نمونه‌ای بارز از تئاتری است که به جای سرگرم‌کردن صرف، دعوت به تأمل می‌کند و پس از پایان اجرا، همچنان ذهن و جان مخاطب را به چالش می‌کشد.

 

تیترهای پیشنهادی:۲. وقتی واقعیت و جنون در هم می‌آمیزند؛ نگاهی به اثر جدید محسن اردشیر

۳. تئاتری برای تحمل و اندیشیدن؛ خوانشی از نمایش «بیست و یک» در جشنواره فجر

 share network
مرتبط با این بخش
بررسی سه اثر برتر روز اول جشنواره تئاتر فجر در برنامه نقد کوتاهنقدی بر «تاراتینا»: روایتی مینیمال از تنهایی‌های انسان مدرنمانتیکور؛ سفر به دل تاریکی با زبان اسطوره و تکنیکوقتی طاعون روح را می‌خورد: بررسی اگزیستانسیالیسم در تئاتر معاصر ایرانتئاتر فجر ۴۴؛ تلاشی برای بقا در محدودیت‌ها و چشم‌انداز فردامیان اسطوره، واقعیت و کابوس؛ آنچه در روز نخست جشنواره تئاتر فجر گذشتدر نشست خبری جشنواره تئاتر فجر مطرح شد؛ پیشاهنگ هنر نمایش با رویکردی ملی و انتقاد از فضای مجازییتیمچه؛ تابوشکنی خانواده ایرانی در جشنواره فجرنسل سکوت؛ روایتی سه‌گانه از ویرانی‌ها و امیدهاسوراخ در دیوارِ ذهن؛ سفر سینمایی به ناخودآگاه در نمایش «فروید» فروپاشی آرام در سایه‌ شکسپیر؛ روایتی مدرن از مکبث در تئاتر ایرانوقتی هلیکوپتر در حمام فرود می‌آید: نقدی بر نمایش کرشن دو آموزش مهارت زندگی با زبان شیرین تئاتر؛ مروری بر «خشم قلمبه»وقتی واقعیت یخ می‌زند، روایتی سورئال از جنون و سوگ در اسب‌های طاعونوقتی هنر زیر بار پول می‌رود: روایتی متفاوت در نمایش همای سفر به کافه ریک؛ بازآفرینی عاشقانه‌ کازابلانکا در تالار حافظ
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب