بازخوانی رادیکال یک کلاسیک؛روایتی کابوسوار از آنه شرلی
مهدی صالحی لبخند سبز - آیا تا به حال لحظهای مکث کرده و از خود پرسیدهاید که اگر خاطرات شیرین کودکی، با گذشت زمان و دردناک شدن واقعیتهای زندگی، به کابوسهایی وهمآلود و ترسناک تبدیل شوند، چه بر سر ذهن و روح انسان میآید؟ این پرسش تکاندهنده، محور اصلی نمایش «آنهها» است که
در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر، تصویری متفاوت و تکاندهنده از دنیای پروانهای «آنه شرلی» را به تصویر میکشد؛ تصویری که در آن رنگ قرمز، نه نماد عشق و شادی، بلکه هشداری برای خطر و وحشت است.
نمایش «آنهها» به نویسندگی ابراهیم عربنژاد، بازخوانی جسورانه و رادیکالی از رمان کلاسیک «آنه شرلی با موهای قرمز» است. اثری که از همان دقایق ابتدایی، تصورات تماشاگر را به چالش میکشد. اگرچه نام شخصیتها و بستر داستان یادآور رمان لوسی ماد مونتگومری است، اما فضای حاکم بر صحنه هیچ شباهتی به عاشقانههای لطیف و غمهای دلسوزانه نسخهی اصلی ندارد. عربنژاد با نگاهی نو و ساختارشکن، داستان را وارد فضایی تاریک، روانکاوانه و کابوسوار میکند که یادآور آثار آوانگاردی چون «کاسپار» است. در اینجا، رنگ قرمز نمادین، از موهای جذاب آنه به پای لرزان مایکل، از پای مایکل به لیوان چای ماریا و از آن به دکمههای لباس متیو سرایت میکند. این همگونی و انتقال نمادین رنگ، نشاندهنده درهمتنیدگی سرنوشتها و لایههای پنهان روان شخصیتهاست که در یک چرخه معیوب گرفتار شدهاند.
یکی از برجستهترین ویژگیهای این اجرا، طراحی و حرکت بازیگران روی صحنه است. کارگردان با هوشمندی، نقطههای مهم نمایشنامه را به گونهای مدیریت کرده که توجه مخاطب به عمل و رفتار بازیگران جلب شود. صداها در لحظات دقیقی اوج میگیرند و نگاهها در زمانهای درست تغییر جهت میدهند. نشانههای بصری و شنیداری که در نمایش استفاده شده، چه از نظر فرم و چه تصاویری که اطلاعات آشنایی به مخاطب میدهند، به روایت غیرمستقیم متن کمک شایانی میکنند و بدون نیاز به دیالوگهای طولانی، ارتباط عمیقی با تماشاگر برقرار میسازند. موسیقی نیز در این میان نقشی کلیدی دارد؛ این حد از خلاقیت، گیرایی و هماهنگی با فضای نمایش، قرمز بودن اتمسفر «آنهها» را جذابتر و عمیقتر کرده و حس و حال کابوسگونه را به مخاطب منتقل میکند.
از نظر فنی، گروه اجرایی تیمی بسیار حرفهای است. طراحی ماسک همراه با گریم، صحنه و نور، همگی در خدمت خلق جهانی سورئال و وهمآلود هستند. با این حال، نقدی که به بخش اجرایی وارد میشود، مربوط به بازی با سطلها و دیوارههای نیمهشفاف است. اگرچه ایده استفاده از این عناصر برای ایجاد فضا بوده، اما در عمل نتوانسته آنطور که باید و شاید باکیفیت و خلاقیت ظاهر شود و گاهی از فرم کلی اثر فاصله گرفته است. همچنین در بخش بازیگری، اگرچه تلاش گروه برای نزدیک شدن به کاراکترهای متن مشخص و قابل تحسین است، اما بازیها به اندازه قدرت متن و طراحی کارگردان درخشان نبود و نتوانستند به آن عمق و لایههایی که متن طلب میکند، برسند. این مسئله شاید به دلیل پیچیدگی فضای روانشناختی اثر و فشار فرم بر محتوا باشد، اما انتظار میرفت با توجه به پتانسیل این بازیگران، شاهد اجراهای قدرتمندتری باشیم.
متن ابراهیم عربنژاد اما ستون فقرات نمایش است. نویسنده با جسارتی تمام، شخصیتهایی خلق کرده که رفتار و ارتباطات آنها با یکدیگر، کدی متفاوت از داستان آشنای آنه را میدهد. او ثابت کرد که برای که میتوان با بازخوانی آثار کلاسیک، زبان تازهای در تئاتر ایران پیدا کند. ساختاری که او برای نمایشنامه در نظر گرفته، مخاطب را درگیر تحلیل روابط و نمادها میکند و اجازه نمیدهد به سادگی از کنار مفاهیم عبور کند. این جسارت متنی و اجرایی، «آنهها» را از یک اقتباس ساده خارج کرده و به اثری مستقل و اندیشمند بدل کرده است.
در مجموع، «آنهها» نمایشی است قدرتمند، وهمآلود و متفاوت که تصورات تماشاگر را دربارهی دنیای آشنای آنه شرلی به هم میریزد. اثری که شاید برای همهی مخاطبان، بهویژه کسانی که به دنبال نسخهای ساده و شیرین از رمان اصلی هستند، خوشایند نباشد و حتی در لحظاتی با شوکهای بصری و شنیداری همراه باشد، اما برای علاقهمندان به تئاتر مدرن و روانکاوانه، تجربهای ناب و بهیادماندنی خواهد بود. این نمایش یادآوری میکند که کودکی و بزرگسالی، دو روی یک سکه هستند و گاهی مرز میان خاطره و کابوس، باریکتر از آن است که تصور میکنیم. تلاش گروه تولید «اورس» و حسین ایرانمنش برای تولید چنین اثری قابل تقدیر است و نباید از دید منتقدان و مخاطبان پنهان بماند.