لبخند سبز - سریال «کنکل» به نویسندگی و کارگردانی رامتین لوافیپور، از همان لحظهای که نخستین تیزر آن منتشر شد، وعده اثری متفاوت در ژانر پلیسی-معمایی شبکه نمایش خانگی را میداد. داستان حول سرقتی تکرارشونده در یک کارخانه شکل میگیرد؛ سرقتی که به ظاهر ساده است، اما به مرور چهره پیچیدهتری از ماجرا و شخصیتها را آشکار میکند. آنچه «کنکل» را از انبوه سریالهای همژانر جدا میکند، نه ایده مرکزی آن، بلکه نحوه مواجههاش با این ایده است.
نقطه قوت اصلی سریال، ساخت جهان داستانی منسجم و شخصیت محور آن است. لوافیپور جهان بینی خود را حاکم میکند و نسبت کاراکترها را با آن مشخص میسازد. فوتبال، نه بهعنوان یک عنصر تزئینی، بلکه بهعنوان معیاری هویتی عمل میکند که نزدیکی و دوری شخصیتها به آن، به هرکدام تشخص میبخشد. این رویکرد باعث شده در سیزده قسمت پخششده، نه قصه رها شود و نه کاراکترها بیدلیل تغییر کنند. صابر ابر در نقش ابی جندقی، شخصیتی مرموز، هوشمند و گاه شوخ را ارائه داده که هم هسته احساسی روایت را میسازد و هم موتور محرک ماجراهای بعدی است. شیمی میان او و ستاره پسیانی نیز از معدود زوجهای بازیگری اخیر است که بار روایت را بهدرستی جابهجا میکند. ریتم حسابشده سریال و تعادل میان تعلیق، طنز و درام، از همان قسمتهای ابتدایی اشتیاق به تماشای ادامه را حفظ میکند.
اما «کنکل» در همان لحظهای که میخواهد عمیقتر شود، میلنگد. مشکل بنیادین فیلم نامه، نه در ساختار کلان آن، بلکه در لایه پرداخت خرد است. داستانکهای فرعی کاراکترها پیشرفت محسوسی ندارند و روابط میان اعضای تیم سرقت، فراز و نشیبی که انتظار میرود را تجربه نمیکند. شخصیتها بیشتر تیپسازیشدهاند تا عمیق. این ضعف با عدم تعیین تکلیف میان کمدی و درام تشدید میشود. سریال نه کاملاً کمدی است و نه کاملاً درام؛ و همین سرگردانی لحن، بهویژه در قسمتهای ابتدایی، مخاطب را در تشخیص هویت اثر دچار تردید میکند. برخی نقدها حتی فراتر رفته و گفتهاند لحن متفاوت سریال خودش میتواند به تله تبدیل شود؛ اگر تعادل میان طنز و معما حفظ نشود، خطر افت به سمت کمدی صرف و از دست رفتن هویت اولیه وجود دارد.
در لایه بصری نیز «کنکل» به انسجام لازم نمیرسد. صحنهپردازیها و دکوپاژها یادآور آثار اروپایی و آمریکایی دهه ۱۹۹۰است؛ موضوعی که برای مخاطب امروزی، بهویژه با توجه به اینکه داستان در زمان حال میگذرد، باورپذیری را کاهش میدهد. این تقلید بصری از سینمای غرب، در کنار برخی مشکلات فنی در صدابرداری و فیلم برداری، تجربه تماشا را برای بخشی از مخاطبان ناپیوسته میکند.
با این حال، منصفانهترین داوری درباره «کنکل» نه در کیفیت خود سریال، بلکه در سرنوشت پخش آن نهفته است. سریال در اردیبهشت ۱۴۰۴در پلتفرم استارنت آغاز شد، پس از سیزده قسمت به دلیل بحران مالی پلتفرم متوقف شد و ماهها بعد در فیلیمو از قسمت اول دوباره پخش شد. این وقفه طولانی و اجبار مخاطب قدیمی به تماشای دوباره قسمتهای دیدهشده، ضربهای بود که هیچ سریالی بهتنهایی تاب تحملش را ندارد. کارگردان خود اذعان کرده که در محدوده پخششده، میزان رضایت مخاطبان «خیلی بالا» بوده است.
نکته مهم دیگری که برخی آن را بهعنوان ضعف «کنکل» مطرح کردهاند، پرهیز سریال از تکههای وایرالی و جنسی برای جذب مخاطب است. این نه یک ضعف، بلکه نشانه اصالت و اعتبار هنری اثر است. «کنکل» نمیخواهد با تکه جنسی بخنداند و همین باعث شده در کنار آثار کمکیفیت نمایش خانگی مخاطب کمتری جذب کند، اما این انتخاب آگاهانه سازندگان، از منظر حفظ شأن هنری قابل تقدیر است.
در نهایت، «کنکل» شاهکار پنهان شبکه نمایش خانگی نیست و ضعفهایش با چند بازی خوب ناپدید نمیشوند. اما سریالی است که در ژانر خود جسارت بومیسازی دارد، بازیهای درخشانی ارائه میدهد و جهان داستانی منسجمی میسازد. اگر پرداخت شخصیتها عمیقتر بود و سرنوشت پخش آن بهدست بحرانهای مالی پلتفرمها نمیافتاد، «کنکل» میتوانست به اثری ماندگارتر تبدیل شود.