menusearch
labkhandsabz.ir

قمار روی ناگفته‌های امنیت ملی؛ تحلیلی بر نقاط قوت و ضعف فیلم

جستجو
شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ | ۲۳:۳۰:۵۰
۱۴۰۴/۱۱/۱۳ دوشنبه
(0)
(0)
قمار روی ناگفته‌های امنیت ملی؛ تحلیلی بر نقاط قوت و ضعف فیلم
قمار روی ناگفته‌های امنیت ملی؛ تحلیلی بر نقاط قوت و ضعف فیلم

قمار باز -  لبخند سبز

مهدی صالحی

لبخند سبز - فیلم «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری که در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، یکی از جسورانه‌ترین آثار این دوره از نظر انتخاب موضوع و پرداخت به مسائل روز جامعه ایران محسوب می‌شود. این فیلم با اتکا به دو ماجرای واقعی—هک یک بانک و شناسایی یک جاسوس در خانه خودش—تلاش می‌کند تا تصویری مدرن و بومی از جنگ‌های نوین سایبری ارائه دهد. داستان در یک شب و در لوکیشنی محدود (آپارتمان فرید، برنامه‌نویس بانک مرکزی) می‌گذرد و تقابل روان‌شناختی میان او و پیمان، مأموری مرموز با بازی آرمین رحیمیان، هسته اصلی درام را شکل می‌دهد. آنچه «قمارباز» را از بسیاری از آثار مشابه متمایز می‌کند، تأکید بر این نکته است که در جنگ‌های امروز، هدف اصلی نه زیرساخت‌های فیزیکی که «منابع انسانی متخصص» هستند؛ مغزهایی که می‌توان آنها را تسخیر و علیه نظام خودی به کار گرفت.

نقطه قوت نخست فیلم ، ایده مرکزی و به‌روز بودن آن است. در سینمای ایران، کمتر اثری به جنگ سایبری و پیچیدگی‌های امنیتی آن با این عمق پرداخته است. فیلم‌ساز نشان می‌دهد که تهدیدات امروز فراتر از مرزهای فیزیکی هستند و می‌توانند در دل یک آپارتمان معمولی، سرنوشت یک کشور را رقم بزنند. این نگاه، فیلم را از یک تریلر صرف فراتر برده و به اثری با دغدغه ملی تبدیل می‌کند. طراحی صحنه هوشمندانه نیز در خدمت همین مفهوم است. استفاده از اشیای دکوری مانند پیانوی نواخته نشده در خانه فرید، استعاره‌ای بصری از زندگی پوچ و ظاهری شخصیتی است که درون خود خلأیی عمیق دارد. این جزئیات نشان می‌دهد که کارگردان به لایه‌های پنهان شخصیت‌پردازی توجه داشته و صرفاً به روایت سطحی اکتفا نکرده است.

بازی‌ها نیز از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شوند. کوروش تهامی در نقش فرید، تعادلی میان هوشمندی یک متخصص و سردرگمی یک انسان در تله افتاده را به تصویر می‌کشد. آرمین رحیمیان نیز با حفظ ابهام و آرامش مرموز خود، بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد. حضور شبنم قربانی در نقشی متفاوت و منفی، اگرچه کوتاه است، اما تلاشی برای شکستن کلیشه‌های مرسوم بازیگری محسوب می‌شود. انتخاب‌های کارگردان در هدایت بازیگران و ایجاد فضای دوگانه میان اعتماد و تردید، از جمله موفقیت‌های فیلم است.

با این حال، «قمارباز» از ضعف‌های ساختاری مهمی رنج می‌برد که مانع از تحقق کامل پتانسیل بالای آن می‌شود. اولین و برجسته‌ترین مشکل، ریتم ناهمگون و کندی فیلم در بخش‌های میانی است. ساختار تک‌لوکیشن و محدودیت زمانی داستان (یک شب) ذاتاً نیازمند ضرب‌آهنگ سریع، فشرده و نفس‌گیر است؛ اما فیلم در نیمه دوم با دیالوگ‌های کش‌دار و صحنه‌هایی که پیشرفت دراماتیک چندانی ندارند، دچار افت محسوس می‌شود. این کندی، تعلیق هوشمندانه‌ای که در دقایق ابتدایی شکل گرفته بود را تدریجاً فرسایش می‌دهد و مخاطب را از حالت آماده‌باش خارج می‌کند. به نظر می‌رسد این ضعف ریشه در محدودیت‌های زمانی تولید دارد؛ موضوعی که تهیه‌کننده فیلم نیز به آن اذعان کرده و گفته است با زمان بیشتر می‌توانستند فیلم‌نامه را به شکل بهتری پرداخت کنند.

دومین ضعف مهم، استفاده نادرست و تکراری از تکنیک «تخیل» یا فلاش ‌فوروارد است. فیلم یک بار از این تکنیک برای نمایش ترس درونی و عذاب وجدان فرید استفاده می‌کند که بسیار خلاقانه و تأثیرگذار است؛ اما تکرار این صحنه در دفعات بعد، نه تنها غافلگیری اولیه را از بین می‌برد، بلکه به یک کلیشه ضعیف و بی‌اثر تبدیل می‌شود. گویی فیلم‌ساز به یک ابزار کشف شده اکتفا کرده و نتوانسته آن را با لایه‌های معنایی جدید یا شیوه‌های بیانی متفاوت همراه کند. اگر این تکنیک فقط یک بار و آن هم در نقطه اوج فیلم استفاده می‌شد، تأثیری شوک‌آور و ماندگار بر جای می‌گذاشت.

سومین مشکل، سطحی بودن شخصیت‌پردازی‌ها است. ما فرید را به عنوان یک برنامه‌نویس نخبه تحت فشار می‌بینیم، اما انگیزه‌های عمیق‌تر، ترس‌های وجودی، یا گذشته‌ای که او را به این نقطه حساس رسانده، هرگز کاویده نمی‌شود. او بیشتر به یک «نماد» از متخصصی در معرض خطر تبدیل شده تا یک انسان سه‌بعدی با تمام پیچیدگی‌هایش. همین مسئله در مورد شخصیت پیمان نیز صادق است؛ ابهام او تا انتها حفظ می‌شود، اما این ابهام به دلیل فقدان نشانه‌های روان‌شناختی کافی، گاهی به سطحی‌نگری می‌گراید. در نتیجه، مخاطب هرگز نمی‌تواند با این شخصیت‌ها ارتباط عاطفی عمیقی برقرار کند و صرفاً ناظر بیرونی یک بازی فکری باقی می‌ماند.

در نهایت، «قمارباز» فیلمی است با ایده‌ای درخشان و اجرایی قابل احترام اما ناقص. این اثر نشان می‌دهد که سینمای ایران ظرفیت بالایی برای پرداختن به موضوعات پیچیده و مدرن مانند جنگ سایبری دارد و می‌تواند در قالب ژانر، حرف‌های مهمی برای گفتن داشته باشد. بازی‌های خوب، طراحی صحنه نمادین و جسارت در انتخاب سوژه، نقاط قوت غیرقابل انکاری هستند که فیلم را در میان آثار هم‌دوره خود متمایز می‌کنند؛ اما ضعف در ریتم، استفاده نادرست از تکنیک‌های روایی و شخصیت‌پردازی سطحی، مانع از آن می‌شود که این اثر به یک تجربه سینمایی کامل و ماندگار تبدیل شود. «قمارباز» بیش از آنکه یک پیروزی قاطع باشد، یک «شروع امیدوارکننده» برای فیلم‌سازی است که می‌تواند در آینده با رفع این کاستی‌ها، آثار تأثیرگذارتری خلق کند. این فیلم یادآور این نکته است که در سینما، ایده‌ی ناب به تنهایی کافی نیست و تسلط بر تمامی ارکان روایت و فرم برای تحقق آن ضروری است.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب