menusearch
labkhandsabz.ir

پویانمایی نگهبانان خورشید در آینه یک وعده نافرجام  

جستجو
پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ | ۰۰:۰۳:۳۱
۱۴۰۴/۱۱/۱۲ يكشنبه
(0)
(0)
پویانمایی نگهبانان خورشید در آینه یک وعده نافرجام  
پویانمایی نگهبانان خورشید در آینه یک وعده نافرجام  

نگهبانان خورشید - لبخند سبز

مهدی صالحی

لبخند سبز - انیمیشن سینمایی نگهبانان خورشید به کارگردانی عماد رحمانی و مهرداد محرابی به ‌عنوان تنها نماینده هنر پویانمایی در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، با انبوهی از انتظارات مواجه بود. انتخاب هوشمندانه موضوع پیوند میراث فرهنگی، هویت ملی و ژانر ماجراجویی کودک این امید را ایجاد کرد که سینمای کودک ایران گامی به جلو برداشته است. اما آنچه بر پرده نقش بست، نه یک انیمیشن ماجراجویانه جذاب که نمونه‌ای کلاسیک از شکاف میان پتانسیل و اجرا و مصداقی دردناک از بحران بازنمایی در سینمای کودک ایران است. این نقد با بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری روایت‌شناسی، زیبایی‌شناسی انیمیشن، مطالعات کودکی و تحلیل گفتمان انتقادی، لایه‌های پنهان این اثر و ریشه‌های ناکامی آن را واکاوی می‌کند.

 

نقد فیلم های روز اول جشنواره فجر نگهبان خورشید، غوطه ور، غبار میمون در نقد کوتاه

بخش نخست: تکنیک سه‌بعدی و بحران ماده‌زدایی دیجیتال

نگهبانان خورشید با تکنیک سه‌بعدی رایانه‌ای (CGI) ساخته شده، اما از تمام ظرفیت‌های این رسانه برای خلق جهانی باورپذیر و جذاب بی‌بهره مانده است. بر اساس اصول دوازده‌گانه انیمیشن که توسط انیماتورهای دیزنی تدوین شده، توهم حیات (Illusion of Life) مهم‌ترین هدف پویانمایی است. این فیلم اما از دستیابی به این توهم عاجز مانده است. حرکت شخصیت‌ها خشک، مکانیکی و فاقد نرمی و ارگانیک‌ بودگی لازم است. بافت‌ پردازی محیطی در حداقل‌ترین سطح ممکن باقی مانده و نورپردازی سه‌بعدی، آن حس راز آلودگی گوتیک که فیلم نامه وعده می‌دهد را خلق نمی‌کند.

طراحی کاراکتر نیز دچار بی‌هویتی بصری است. شخصیت‌ها فاقد فیزیوگنومی متمایز و جذابیت‌های لازم برای برقراری ارتباط همدلانه با مخاطب کودک هستند. کودک برای همراهی با قهرمان، ابتدا باید او را دوست داشته باشد؛ اما شخصیت‌های این فیلم چنان طراحی خنثی و فراموش ‌شدنی دارند که این هم ذات ‌پنداری هرگز شکل نمی‌گیرد.

 

بخش دوم: جهان‌سازی ناتمام؛ فروپاشی قرارداد با مخاطب

دیوید هرمن، روایت ‌شناس شناختی، در نظریه دنیاهای ممکن (Possible Worlds) استدلال می‌کند که هر روایت، جهانی داستانی می‌سازد که باید از انسجام منطقی، اعتبار علی و غنای حسی برخوردار باشد. نگهبانان خورشید در هر سه محور دچار فروپاشی است.

نخست، انسجام منطقی: جهان داستان ترکیبی ناهمگون از واقعیت معاصر و فانتزی محض است، اما پیوند این دو لایه هرگز به صورت ارگانیک صورت نمی‌پذیرد. شهر خفته نه تاریخ دارد، نه جغرافیا و نه منطق درونی.

دوم، اعتبار علی: اشتباه فاحش در طراحی یونیفرم نظامی (استفاده از شاخ زیتون بر کلاه سروان) را نمی‌توان خطایی ساده تلقی کرد. این نقض قرارداد واقع‌گرایی، اعتبار کل جهان داستان را به چالش می‌کشد و نشانه فقدان پژوهش به عنوان یکی از ارکان تولید محتوای حرفه‌ای است.

سوم، غنای حسی: انیمیشن نیازمند خلق کامل جهان از هیچ است؛ جزئیات بافت‌ها، نور و صدا باید این جهان را باورپذیر کنند. فیلم از این حیث نیز تهی‌دست است و شهر خفته بیش از آنکه فضایی اسرارآمیز باشد، صحنه‌ای سرد و بی‌روح برای چند تعقیب و گریز کلیشه‌ای است.

 

بخش سوم: روایت و ریتم؛ غیاب تپش دراماتیک در سینمای کودک

مخاطب کودک، بر اساس نظریه ژان پیاژه، نیازمند محرک‌های حسی- حرکتی قوی و ریتم سریع است. انیمیشن‌های موفق جهان این نیاز را با سکانس ‌بندی مبتنی بر بیت‌های هیجانی پاسخ می‌دهند. نگهبانان خورشید نه تنها ریتم کندی دارد، که دچار یکنواختی ضربان است. میانه فیلم در تکرار موقعیت‌های مشابه گرفتار می‌شود و تعقیب‌ و گریزها به کشف تازه‌ای از جهان داستان یا لایه جدیدی از شخصیت‌ها منجر نمی‌شوند.

موسیقی متن نیز که می‌تواند به عنوان موتور محرک ریتم عمل کند، نقشی توصیفی دارد نه دراماتیک و فاقد موتیف‌های ماندگار برای ایجاد وحدت عاطفی است.

 

بخش چهارم: شخصیت‌پردازی؛ از کنشگر تا کهن‌الگوی ناتمام

در نظریه روایت، میان کنشگر (Actant) و شخصیت (Character) تفاوت بنیادین است. کنشگر صرفاً برای پیشبرد پیرنگ طراحی شده، اما شخصیت موجودی است با تاریخچه، تضادهای درونی و امکان تحول. بهرام و دوستانش در این فیلم هرگز از مرحله کنشگری فراتر نمی‌روند. از گذشته، ترس‌ها و رؤیاهایشان بی‌خبریم و تحولشان در پایان فیلم نه برآمده از سیر دراماتیک، که محصول گفتار است.

طنز فیلم نیز از تکرار شوخی‌های کلیشه‌ای حاصل می‌شود، نه از تضاد یا غافلگیری؛ نتیجه، نه خنده که خستگی است.

 

بخش پنجم: میراث فرهنگی به مثابه ماک‌گافین

از منظر نظریه پسا استعماری، اشیای تاریخی کارکردی دوگانه دارند. هم می‌توانند منبع غرور ملی باشند، هم در معرض کالایی ‌شدن نمادین قرار دارند. فیلم با انتخاب شمشیر خشایار شاه به عنوان محور داستان، فرصتی برای تأمل در نسبت کودک امروز با تاریخ کهن به دست می‌آورد، اما این فرصت را از دست می‌دهد.

شمشیر در این فیلم، نه یک نماد که یک ماک‌گافین (MacGuffin) محض است. هیچ‌گاه نمی‌فهمیم چرا این شمشیر خاص مهم است، چه معنایی برای شخصیت‌ها دارد و باز پس‌گیری آن چه تحولی در آنان ایجاد می‌کند. تاریخ به مثابه کالایی برای مصرف نمایشی تقلیل یافته و فیلم در سطح میهن‌پرستی شعارگونه باقی مانده است.

 

بخش ششم: مخاطب کودک؛ غایب بزرگ روایت

تأمل‌برانگیزترین وجه فیلم این است که نمی‌داند با مخاطب خود چه کند. کودک امروز، کاربر فعال رسانه‌هاست و انیمیشن‌های پیچیده‌تری دیده است. فیلم اما کودک را در جایگاه تربیت‌ شونده نشانده و پیام‌های اخلاقی را مستقیم و شعارگونه تزریق می‌کند. غافل از اینکه مهم‌ترین ویژگی سینمای کودک در عصر حاضر، پنهان‌سازی پیام در لایه‌های سرگرمی است.

 

جمع‌بندی: نگهبانان خورشید به مثابه استعاره از بحران

این فیلم را نمی‌توان صرفاً یک اثر ناموفق تلقی کرد. نگهبانان خورشید به‌عنوان تنها نماینده انیمیشن در جشنواره فجر، استعاره‌ای دردناک از وضعیت پویانمایی کودک در ایران است؛ تولیداتی با پتانسیل موضوعی بالا و نیت ارزشمند، اما در فقدان پژوهش بنیادین، آموزش فنی تخصصی، فیلمنامه منسجم و احترام به مخاطب کودک. راه برون‌ رفت از این بحران، نه در افزایش بودجه که در تغییر نگاه است. تا زمانی که فیلمساز کودک را جدی نگیرد، جهانش را باور نداشته باشد و از کلیشه‌ها فراتر نرود، سینمای کودک ایران در حاشیه خواهد ماند.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب