menusearch
labkhandsabz.ir

به یادت، افتادم: مهاجرتی که در قابِ دوچرخه جا نمی‌شود

جستجو
جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۸:۳۹
۱۴۰۵/۷/۲۵ شنبه
(0)
(0)
به یادت، افتادم: مهاجرتی که در قابِ دوچرخه جا نمی‌شود
به یادت، افتادم: مهاجرتی که در قابِ دوچرخه جا نمی‌شود

به یادت افتادم - لبخند سبز

مهدی صالحی

لبخند سبز - «به یادت، افتادم» به کارگردانی زهرا موسوی‌موحد، به گفته خود کارگردان، قصه بسیار شخصی اوست، دختری در روزهای پیش از مهاجرت، با خانواده به سفری می‌رود و با برادرش دوچرخه‌سواری یاد می‌گیرد. موسوی‌موحد مضمون فیلم را این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: چه بریم و چه بمونیم، همهمون یه جایی به یاد همدیگه می‌افتیم. این جمله، قلب تپنده فیلم است اما فیلم نتوانسته آن را به یک تجربه سینمایی تبدیل کند.
مشکل اصلی، عدم تعادل میان امر شخصی و امر عمومی است. مهاجرت، به خودی خود، یکی از ملتهب‌ترین تجربه‌های نسل امروز است؛ اما فیلم آن را در سطح یک خاطره خانوادگی نگه می‌دارد و از آن کشمکش نمی‌سازد. دختر می‌خواهد برود، برادر قبلاً عاشق دختری بوده که مهاجرت کرده، این دو خط موازی، هرگز به هم نمی‌رسند تا یک تنش نسلی یا تنش جنسیتی بسازند. فیلمبرداری و قاب‌بندی در حد قابل قبول‌اند، اما بازیگران نتوانسته‌اند آن «حس» را منتقل کنند و این ضعف بازیگر نیست، ضعف فیلمنامه است که به شخصیت‌ها موقعیت نمی‌دهد، فقط حال و هوا می‌دهد. کارگردانی نیز فاقد آن غافل‌گیری یا چرخش نهایی است که معمولاً فیلم کوتاه را از یک خاطره تصویری جدا می‌کند. «به یادت، افتادم» فیلمی صادق است، اما صداقت به تنهایی سینما نمی‌سازد. موسوی‌موحد می‌گوید فیلم کوتاه جایی است که «می‌توانم خودم باشم»؛ قدم بعدی، تبدیل این «خود بودن» به «دیگری را درگیر کردن» است.

 

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
آکادمی سینمایی لبخند سبز
حمایت از ما
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب