menusearch
labkhandsabz.ir

تروما، تعهد و تاب‌آوری، نگاهی جامعه‌شناختی و روان‌شناختی به فیلم حال خوب زن

جستجو
يكشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۸:۵۰
۱۴۰۴/۱۲/۲۶ سه شنبه
(0)
(0)
تروما، تعهد و تاب‌آوری، نگاهی جامعه‌شناختی و روان‌شناختی به فیلم حال خوب زن
تروما، تعهد و تاب‌آوری، نگاهی جامعه‌شناختی و روان‌شناختی به فیلم حال خوب زن

 

لبخند سبز - حال خوب زن

ناهید درجاتی

فیلم حال خوب زن به کارگردانی و نویسندگی مهدی برزکی، اثری است که جسورانه و بی‌پرده، صحنه‌ای خصوصی و در عین حال جهانی را به تماشا می‌نشاند.

این فیلم که با تهیه‌کنندگی حسین کاکاوند در چهل ‌و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافته، داستان سارا با بازی مهتاب ثروتی و ابراهیم با بازی علی مرادی، زوج پزشک جوانی است که زندگی مشترک آن‌ها زیر سایه وسواس فکری- عملی شدید سارا و تبعات آن بر رابطه عاطفی و زناشویی، رنگ می‌بازد.

برزکی، با انتخاب هوشمندانه رویکرد تممحور و تمرکز بر دو محور روابط زناشویی و درمان، فرصتی استثنایی برای واکاوی عمیق روان ‌شناختی و جامعه‌ شناختی یک دینامیک شکست‌خورده فراهم می‌آورد. این اثر، بیش از آنکه صرفاً به نمایش یک بیماری بالینی بپردازد، با زیرکی تمام، بیماری رابطه‌ای را تشریح می‌کند که در آن، اختلال یک فرد به سوخت نظامی کنترل‌گرا و ویرانگر تبدیل شده و سلامت هر دو طرف را نشانه رفته است.

ایده مرکزی فیلم ، تقابل دو جبهه نیازهای انسانی در یک ازدواج است. نیاز سارا به امنیت روانی از طریق کنترل مطلق و نظم وسواس‌گونه محیط اطراف و نیاز ابراهیم به صمیمیت عاطفی و فیزیکی.

فیلم نامه، با عبور از سطح توصیف علائم، به ریشه‌های عمیق‌تر این وسواس می‌پردازد و آن را نه یک نقص شخصیتی ساده، که زبانی از جنس اضطراب و ترس تفسیر می‌کند. در این تفسیر روان‌کاوانه، وسواس سارا ساز و کاری دفاعی در برابر تروماها و خاطرات سرکوب ‌شده‌ای است که هسته وجودی او را احاطه کرده‌اند. نماد پردازی قدرتمند فیلم در ارائه عروسک‌ها به عنوان تجسم این تروماهای خاموش، نشان‌ دهنده نگاه تحلیلی کارگردان است. این عروسک‌ها که در صحنه‌ای کلیدی به صف می‌شوند نه تزئیناتی کودکانه که شبح‌هایی از گذشته‌اند که حاضرند در هر لحظه بر حال و آینده مسلط شوند. اینجاست که رویکرد درمانی فیلم از چارچوب یک ملودرام ساده فراتر می‌رود و به قلمرو هنر درمانگر قدم می‌گذارد. صحنه درمان که در آن سارا مجبور به مواجهه با این اشباح می‌شود، نقطه اوج روان ‌شناختی اثر است؛ اوجی که اگرچه ممکن است از نظر دراماتیک با انفجار هیجانی همراه نباشد اما از نظر تحلیلی، لحظه‌ای تعیین‌کننده و آسیب‌زا است.

در سوی دیگر این معادله شخصیت ابراهیم قرار دارد که عملکرد او در چارچوب نظریه استرس مراقبتی قابل تحلیل است. فشار ناشی از زندگی با فردی مبتلا به اختلال روانی شدید به تدریج او را از نقش همسر به نقش پرستار یا مددکاری خسته تبدیل می‌کند. پیشنهاد شوکه‌کننده سارا برای ازدواج مجدد فراتر از یک بحران فردی، فریادی است از نیازهای سرکوب‌ شده و درماندگی عمیق. این اقدام، اگرچه در نگاه اول غیراخلاقی و خود خواهانه به نظر می‌رسد، اما از منظر روان‌شناسی رابطه، نشانه واپسین تلاش یک نظام انطباقی شکست‌ خورده برای بقاست. پاسخ سارا به این بحران و پای بندی نهایی ابراهیم، فیلم را از یک تراژدی محض نجات می‌دهد و به سمت پرسشی فلسفی‌تر هدایت می‌کند. مرزهای تعهد در مواجهه با رنج همیشگی کجاست؟ آیا وفاداری، تحمل رنجی است که دیگری حتی به دلیل بیماری بر فرد تحمیل می‌کند؟

فرم فیلم در خدمت این مضامین پیچیده عمل می‌کند. قاب‌بندی مرتب و متقارن، در ابتدا آینه ذهن وسواسی ساراست، اما به تدریج و با پیشرفت درمان و آشفتگی درونی شخصیت، این تقارن شکسته می‌شود.

استفاده نمادین از اسب نیز ژرفای فلسفی اثر را افزایش می‌دهد. اسب، به عنوان نمادی کهن‌الگویی از نیروی زندگی، غریزه و سیر و سفر، در دو صحنه متضاد ظاهر می‌شود، صحنه سوارکاری سارا که نماد تسلط موقتی و امیدوارانه او بر زندگی است و صحنه زایش و مرگ کره ‌اسب که استعاره‌ای تکان ‌دهنده از چرخه حیات، شکنندگی آن و گذرا بودن فرصت زیستن ارائه می‌دهد. این نمادها، فیلم را از یک درام بالینی صرف به اثری با ابعاد هستی ‌شناختی ارتقا می‌دهند و پرسش از حال خوب را به پرسشی درباره زیستن خوب گره می‌زنند.

اگرچه فیلم در کلیت خود اثرى منسجم و تأثیرگذار است، اما فیلمنامه می‌توانست از پیچیدگی بیشتری در طراحی پیچش‌های داستانی بهره‌مند شود. روند درمان و تحول شخصیت‌ها تا حدی خطی و قابل پیش‌بینی پیش می‌رود و فقدان یک تعلیق روایی محکم‌تر یا یک کشمکش خارجی مکمل، گاهی بار دراماتیک را تماماً بر دوش دیالوگ‌های درمانی و تعاملات دو شخصیت اصلی می‌گذارد. با این حال، بازی قابل قبول مهتاب ثروتی در نمایش اضطراب خزنده و انزوا، و بازی علی مرادی در نقش همسری درگیر و درمانده، این بار را به خوبی حمل می‌کنند. طراحی صحنه و لباس که به سادگی و واقع گرایی شهره است، به باور پذیری فضا کمک شایانی کرده و نورپردازی که گاه گرم و درونی و گاه سرد و کلینیکی است، به خوبی حال‌وهوای هر صحنه را تفکیک می‌کند.

در نهایت، حال خوب زن را باید گامی ارزشمند در سینمای اجتماعی- روان‌شناختی ایران دانست. این فیلم با پرداختی عاری از شعار و کلیشه، تابوی اختلالات روانی و تأثیر آن بر صمیمی‌ترین روابط انسانی را می‌شکند. اثر برزکی نشان می‌دهد که حال خوب یک نقطه مقصد نیست بلکه یک مسیر پر فراز و نشیب است که گاه در گرو شجاعت مواجهه با تاریکی‌های درون و گاه در گرو تاب ‌آوری و تعهدی فراتر از خود خواهی‌های معمول است. این فیلم اثبات می‌کند که سینما می‌تواند نه فقط یک سرگرمی، که آیینه‌ای برای نگریستن به ژرفای روابط انسانی و حتی فضایی برای تأمل درمانگر باشد.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
حمایت از ما
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب