menusearch
labkhandsabz.ir

نقد فیلم رقص باد از منظر نظریه‌های علمی سینما

جستجو
يكشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۸:۵۲
۱۴۰۴/۸/۱۴ چهارشنبه
(0)
(0)
نقد فیلم رقص باد از منظر نظریه‌های علمی سینما
نقد فیلم رقص باد از منظر نظریه‌های علمی سینما

لبخند سبز -  نقد فیلم رقص باد از منظر نظریه‌های علمی سینما

فاطمه شمشیرگران

لبخند سبز - نقد فیلم رقص باد ساخته سیدجواد حسینی فرصتی است برای واکاوی تقاطعی جاه‌ طلبانه اما پرچالش میان چندین جریان فکری و فرمی در سینمای ایران. این اثر که با ادعای تلفیق رئالیسم جادویی با روایتی از جنگ دوازده ‌روزه عرضه شده، نمونه‌ای بارز برای مطالعه از طریق چارچوب‌های نقد مدرن فیلم است. تحلیل این فیلم ذیل نظریه‌هایی چون نظریه مؤلف، نقد روان‌کاوانه، تحلیل روایت‌شناسانه و نقد جامعه‌شناختی- تاریخی نشان می‌دهد که اثر بیشتر درگیر تنش‌های درونی فرم و محتوای خویش است تا ارائه بیانی منسجم.

 

 تحلیل مؤلف‌شناسانه (Auteur Theory): تقابل نیت کارگردان با اثر نهایی

نظریه مؤلف که کارگردان را نیروی خلاقه اصلی و صاحب امضای سبکی اثر می‌داند، نقطه آغاز مناسبی برای بررسی رقص باد است. سیدجواد حسینی، کارگردان فیلم ، صراحتاً اعلام کرده که قصد گریز از کلیشه‌های رایج سینمای ایران همچون کمدی، اجتماعی جنوب شهری یا آثار سیاسی صرف و حرکت به سمت رئالیسم جادویی را داشته است. این انتخاب هوشمندانه، وعده یک اثر شاعرانه و چند لایه را می‌دهد. با این حال، تضاد اصلی زمانی پدیدار می‌شود که این نیت با افزوده شدن عنصر جنگ به داستان مواجه می‌گردد. تهیه‌کننده بیان می‌کند که ایده اولیه، کهن‌الگوی بازگشت پدر بوده و اضافه شدن جنگ، واکنشی به شرایط روز جامعه است. این امر پرسش‌های جدی در باب وحدت نظر کارگردان ایجاد می‌کند: آیا اثر نهایی، بیان شخصی و یکپارچه حسینی است یا حاصل ترکیب ایده‌های مختلف و واکنش به شرایط بیرونی؟ به نظر می‌رسد فیلم در نهایت بیشتر تحت تأثیر دومی قرار گرفته و در نتیجه، امضای سبکی مشخص و یکدستی از خود به نمایش نمی‌گذارد.

 

 تحلیل روایت‌شناسانه و کهن‌الگویی: گسست در ساختار قصه

تحلیل روایت فیلم ، شکافی جدی را در هسته دراماتیک آن آشکار می‌سازد. فیلم از یک‌سو بر پایه یک اسطوره شخصی و کهن‌الگوی سفر بازگشت بنا شده است: یونس (علیرضا شجاع‌نوری) که سال‌ها پیش بر اثر اثابت موشک آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی شهید شده، به شکل جادویی بازمی‌گردد تا دخترش را شوهر دهد. این هسته داستانی، قابلیت بالایی برای پرداخت عاطفی و فلسفی دارد. اما از سوی دیگر، روایت با یک زمینه سیاسی- هیستوریکال سنگین، یعنی جنگ دوازده روزه، ادغام می‌شود. مشکل آنجاست که این دو خط روایی، به جای بافتن در هم و تقویت یکدیگر، موازی و اغلب مجزا حرکت می‌کنند. جنگ به عنوان یک خطر بیرونی صرف عمل می‌کند که تأثیر مستقیم و دگرگون‌کننده‌ای بر انتخاب‌ها، روابط و سفر درونی شخصیت‌ها ندارد. این گسست، ساختار سه‌پرده ای متعارف را تضعیف کرده و به جای ایجاد اوجی قوی برآمده از تعلیق این دو خط، به پایان‌بندی تصنعی یا نامربوط می انجامد.

 

 تحلیل از منظر رئالیسم جادویی و نشانه‌شناسی

ادعای اصلی فیلم ، قرارگیری در فضای رئالیسم جادویی است. در این ژانر، امر جادویی و خیالی، بخشی عادی و بی‌حاشیه از واقعیت روزمره تلقی می‌شود و معمولاً برای کاوش حقایق عمیق‌تر انسانی یا اجتماعی به کار می‌رود. در رقص باد، عنصر جادو یعنی بازگشت یونس از جهان دیگر کاملاً محوری است. با این حال، طراحی سایر عناصر بصری و روایی در خدمت تقویت این جو جادویی نیست. طراح صحنه و لباس به ایجاد فضایی مینیمال و ساده روی آورده. در حالی که مینیمالیسم می‌تواند مؤثر باشد، اما اگر با عناصر نمادین، رنگ‌ بندی حساب ‌شده یا طراحی دقیق صحنه همراه نباشد، ممکن است به فقری تصویری بینجامد که با غنای مورد انتظار رئالیسم جادویی در تضاد است.

 

 تحلیل فرهنگی-تاریخی و جامعه‌شناختی

در این رویکرد، فیلم به عنوان محصول و بازتاب شرایط زمانه خود تحلیل می‌شود. رقص باد آشکارا می‌کوشد تا با رویدادهای سیاسی معاصر و با اشاره به هر دو جنگ تحمیلی گفت‌وگو کند. تهیه‌کننده بیان می‌کند: خالق یک اثر هنری نمی‌تواند به اتفاقات روز جامعه بی‌تفاوت باشد. این موضع‌گیری اخلاقی قابل احترام است. اما نقد اصلی از جایی آغاز می‌شود که این واکنش به جای آنکه در عمق ساختار روایت و شخصیت‌پردازی نفوذ کند، در سطحی الحاقی باقی می‌ماند. جنگ به مثابه یک پس‌زمینه خبری عمل می‌کند، نه یک نیروی تغییردهنده سرنوشت ساز که بر تمامی وجوه زندگی شخصیت‌ها سایه بیندازد. این سطحی‌نگری، فیلم را از پرداختی ژرف به پرسش‌هایی چون مقاومت، پناهندگی و مفهوم خانه در زمانه بحران بازمی‌دارد. در نتیجه، اثر از تبدیل شدن به یک بیانیه فرهنگی-تاریخی ماندگار بازمی‌ماند.

 

 تحلیل روان‌کاوانه (Psychoanalytic) و مضمونی

رویکرد روان‌کاوانه می‌تواند بر ناخودآگاه شخصیت‌ها و تم‌های عمیق فیلم متمرکز شود. تم اصلی رقص باد، آشتی با مرگ، گذر زمان و انجام کارهای ناتمام است. بازگشت یونس را می‌توان نمودی از آرزوی جمعی برای جبران گذشته یا مواجهه با عذاب وجدان تفسیر کرد. با این حال، به نظر می‌رسد فیلم از کاوش عمیق روان‌شناختی این مفاهیم غفلت می‌ورزد. شخصیت‌ها ممکن است به طرحی نمادین تقلیل یابند، پدر بازگشته، مادرِ منتظر، دامادِ رویاپیما و دختر بی خبر از اتفاقات، بدون آنکه جهان درونی پیچیده، ترس‌ها و تعارضات روانی آنان به تفصیل بررسی شود. این امر می‌تواند منجر به دیالوگ‌هایی توصیفی یا احساساتی شود، در حالی که فضای رئالیسم جادویی قابلیت فوق ‌العاده‌ای برای نمایش استعاری و ناهوشیار این مفاهیم فراهم می‌آورد.

رقص باد پروژه‌ای است که شجاعت بلند پروازی و گریز از مسیرهای آشنا را دارد. انتخاب ژانر رئالیسم جادویی، بازی علیرضا شجاع ‌نوری پس از سال‌ها، و تلاش برای ارتباط با مخاطب امروز، نقاط قوت قابل توجه آن هستند. اما از منظر علم سینما و نقد ساختارگرا، این اثر در نبردی نابرابر با تناقضات درونی خود گرفتار آمده است. تقابل بنیادین بین داستان شخصی و جادویی یک بازگشت با زمینه سیاسی و تاریخی یک جنگ، بدون آنکه با زبان سینمایی یکپارچه و نمادین در هم تنیده شود، به هسته اثر آسیب می‌زند. در نهایت، رقص باد بیشتر به یک ملودرام تمثیلی با اشاراتی سیاسی مبدل می‌شود تا یک اثر یکدست در ژانر رئالیسم جادویی یا یک درام سیاسی عمیق. این فیلم مسائل مهمی را مطرح می‌کند، اما به دلیل ناتوانی در تلفیق ارگانیک لایه‌های مختلف روایی و سبکی، نهایتاً در میانه راه متوقف می‌شود و به وعده کامل خویش عمل نمی‌کند.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
حمایت از ما
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب