


در میان دشتهای گرم خوزستان، بنایی عظیم از آجرهای خام و پخته سر از خاک بیرون آورده که بیش از سه هزار سال است شاهد دگرگونیهای تاریخ بوده است. چغازنبیل، یکی از شگفتانگیزترین یادگارهای تمدن ایلام، تنها یک زیگورات باستانی نیست؛ این محوطه در گذشته شهری مذهبی به نام «دور اونتاش» بوده و در قلب آن زیگوراتی برای خدایان ایلامی ساخته شده است. همین پیشینه باعث شده چغازنبیل در طول زمان با روایتهایی درباره خدایان، جهان مردگان، آیینهای رازآلود و شهری که ناگهان خاموش شد، پیوند بخورد. البته بسیاری از این روایتها را نباید افسانههایی مستند به معنای امروزی دانست؛ آنچه از گذشته باقی مانده، ترکیبی از کتیبههای باستانی، شواهد باستانشناسی و برداشتهایی است که در گذر زمان به قصه و روایت تبدیل شدهاند.
مشهورترین شخصیت اسطورهای چغازنبیل، اینشوشیناک است؛ خدای نگهبان شهر شوش که در باور ایلامیان جایگاهی بسیار مهم داشت. او فقط خدای یک شهر نبود، بلکه در برخی متون ایلامی با داوری مردگان و جهان پس از مرگ نیز ارتباط داشت. به همین دلیل، زیگورات چغازنبیل برای او و ناپیریشا، یکی از خدایان بزرگ ایلام، ساخته شد. در واقع، وقتی به پلههای عظیم زیگورات نگاه میکنیم، باید تصور کنیم که هزاران سال پیش این مسیر نه برای گردشگران، بلکه برای آیینهایی مذهبی و مردمی ساخته شده بود که خدایان را بخشی واقعی از زندگی روزمره خود میدانستند.
یکی از جذابترین روایتهای مربوط به چغازنبیل، به تصور ایلامیان از جهان پس از مرگ بازمیگردد. در برخی متون، اینشوشیناک در جایگاه داور مردگان ظاهر میشود و مردگان پس از مرگ باید در برابر نیروهای داوری قرار میگرفتند. جزئیات این باورها هنوز به طور کامل روشن نیست، اما همین اشارههای پراکنده تصویری رازآلود از دنیایی میسازد که در آن مرگ پایان راه نبود، بلکه ورود به جهانی دیگر محسوب میشد؛ جهانی که در آن سرنوشت انسان میتوانست مورد داوری قرار گیرد.
در میان روایتهای مربوط به چغازنبیل، داستان ساخت این شهر نیز حالوهوایی افسانهای دارد. اونتاش ناپیریشا، پادشاه ایلام، در حدود قرن سیزدهم پیش از میلاد فرمان ساخت این مجموعه عظیم را صادر کرد. نام اصلی شهر «دور اونتاش» به معنای شهر یا دژ اونتاش بود. پادشاه در ابتدا قصد داشت زیگوراتی برای اینشوشیناک بسازد، اما پروژه او گسترش یافت و مجموعهای بزرگ با معابد متعدد برای خدایان مختلف شکل گرفت. به این ترتیب، چغازنبیل تنها یک پرستشگاه ساده نبود، بلکه قرار بود به مرکزی مذهبی برای گروههای گوناگون مردم ایلام تبدیل شود.
شاید یکی از جالبترین قصههای واقعی چغازنبیل، سرنوشت همین شهر باشد. شهری که با چنین جاهطلبی عظیمی ساخته شد، هیچگاه به شکوهی که سازندهاش تصور میکرد نرسید. پس از گذشت چند قرن، این مرکز مذهبی به تدریج اهمیت خود را از دست داد و بخشهای مختلف آن متروک شد. بعدها حمله آشوربانیپال به سرزمین ایلام نیز ضربه سختی به مراکز مهم این تمدن وارد کرد. سرانجام چغازنبیل زیر غبار زمان و رسوبات زمین پنهان شد و برای بیش از دو هزار سال از حافظه عمومی کنار رفت.
همین ناپدید شدن، زمینه شکلگیری یکی از جذابترین روایتهای امروزی درباره چغازنبیل را فراهم کرده است: داستان «شهری که گم شد». قرنها دشت خوزستان تنها تپهای عجیب را در خود جای داده بود و مردم محلی آن را با نام چغازنبیل، به معنای تقریبی «تپه سبدی»، میشناختند؛ نامی که به شکل ظاهری تپه اشاره داشت. در قرن بیستم، بررسیهای هوایی و سپس فعالیتهای باستانشناسی پرده از بقایای شهری عظیم برداشت و مشخص شد آن تپه خاموش، بقایای یکی از مهمترین مجموعههای مذهبی جهان باستان را در خود پنهان کرده است.
از سوی دیگر، عظمت زیگورات باعث شده برخی روایتهای عامه آن را بنایی برای نزدیک شدن انسان به آسمان بدانند؛ برداشتی که هرچند به عنوان باور قطعی ایلامیان قابل اثبات نیست، با معماری پلکانی زیگورات و جایگاه مذهبی آن سازگار به نظر میرسد. سازندگان چغازنبیل میلیونها آجر را برای ساخت مجموعهای به کار بردند که از سه حصار متحدالمرکز تشکیل میشد و درون آن معابد، فضاهای مذهبی و زیگورات مرکزی قرار داشت. چنین ابعادی نشان میدهد که ساخت این بنا فقط یک پروژه معماری نبوده، بلکه تلاشی برای نمایش قدرت سیاسی و مذهبی پادشاه نیز محسوب میشده است.
حتی خود کتیبههای چغازنبیل رنگی از روایت و نیایش دارند. در یکی از نوشتههای منسوب به اونتاش ناپیریشا، پادشاه از ساخت معبد و زیگورات برای اینشوشیناک سخن میگوید و خواستار کامیابی و ماندگاری خاندان خود است. این نوشته را میتوان نوعی گفتوگوی نمادین میان پادشاه و خدای مورد پرستش دانست؛ گفتوگویی که بیش از سه هزار سال بعد، هنوز از میان آجرهای سوخته و دیوارهای فرسوده شنیده میشود.
شاید راز جذابیت چغازنبیل در این باشد که برخلاف بسیاری از بناهای تاریخی، داستان آن فقط درباره سنگ و آجر نیست؛ درباره مردمی است که خدایانشان را میپرستیدند، برای زندگی پس از مرگ تصوراتی داشتند، شهری برای آیینهای خود ساختند و سرانجام خودشان از صحنه تاریخ کنار رفتند. امروز از آن تمدن، زیگوراتی بر جای مانده که در سکوت دشت خوزستان ایستاده است؛ بنایی که زمانی مرکز جهانی مذهبی برای ایلامیان بود و امروز یکی از ارزشمندترین یادگارهای تمدن باستانی ایران به شمار میرود. چغازنبیل شاید راز خدایان خود را برای همیشه در دل آجرها نگه داشته باشد، اما همین سکوت سههزارساله، آن را به یکی از جذابترین مکانهای ایران برای سفر به مرز میان تاریخ، اسطوره و خیال تبدیل کرده است.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
مجله سینمایی و گردشگری لبخند سبز
معرفی آثار باستانی و جاذبه های گردشگری ، مراکز خرید ، رستورانها ، مراکز فرهنگی و هنری ، غذاها و آئین های سنتی ، گردشگری سلامت و تمام آنچه به گردشگری ربط دارد و نقد فیلم و سریال و معرفی آنها و هر آنچه به سینما ربط دارد و ندارد، البته با چاشنی لبخند چون قرار است کاری کنیم که حالمان بهتر بشود.
تاریخ شروع فعالیت سایت : اول دی ماه 1401
تهران پلاک 55 واحد 15
والا به خدا شما زنگ بزن ما خودمان خدمت می رسیم چرا شما بیفتید تو زحمت اگر هم خیلی مشتاق دیدن ما هستید تماس تصویری و بعدش هم کارت به کارت مبلغ آگهی که سفارش دادید .
اگر ایمیل زدید شما که دستتان به زدن عادت کرده یک پیامک هم بزنید راه دوری نمی رود ثواب دارد .
09126465250
labkhandsabz1@gmail.com
امیدوارم لبخند در لحظه لحظه زندگیتان جاری باشد .
تمامی عکسها و نوشته های این سایت بجز آنها که کپی می کنیم تولید خودمان است و هر گونه بهره برداری از آن مجاز است ( شما که بر می دارید چرا خودمان را سبک کنیم اونم تو این گرونی فقط اسم ما به عنوان نویسنده این گوشه کنارها بنویسید ممنون می شوم اگر لینک هم دادید که چه بهتر ) و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

.jpg)











