

در دل زاگرس و در مرز میان خوزستان و چهارمحال و بختیاری، دشتی گسترده و تماشایی قرار دارد که طبیعت آن چنان با زندگی مردم درآمیخته است که شناخت یکی بدون دیگری دشوار به نظر میرسد؛ دشت شیمبار یا شیرینبهار. این منطقه با کوههای بلند، جنگلهای بلوط، چشمهها، تالاب و درختان کهنسال، یکی از چشماندازهای متفاوت جنوب غرب ایران است؛ اما جذابیت شیمبار تنها به طبیعت آن محدود نمیشود. این سرزمین سالها محل رفتوآمد و زندگی عشایر بختیاری بوده و در حافظه شفاهی مردم، داستانها، باورها و روایتهایی شکل گرفته که بخشی از هویت فرهنگی منطقه را تشکیل میدهند. بسیاری از این قصهها در کتابهای رسمی ثبت نشدهاند و بیشتر سینهبهسینه از نسلهای قدیمی به نسلهای جدید رسیدهاند؛ درست مانند راههایی که در میان کوهها و درختان بلوط، سالها مسیر کوچ ایل بودهاند.
برای شناخت روایتهای شیمبار باید پیش از هر چیز به مفهوم «ایل» در فرهنگ بختیاری توجه کرد. زندگی عشایری تنها جابهجایی میان ییلاق و قشلاق نبود، بلکه مجموعهای از خاطرات، موسیقی، داستان، ضربالمثل و باورهای مشترک را شکل میداد. در چنین فرهنگی، کوهها و درهها فقط عوارض طبیعی نبودند؛ هر صخره میتوانست نشانی از یک واقعه، هر چشمه یادآور یک داستان و هر مسیر کوهستانی بخشی از خاطره یک طایفه باشد. شیمبار نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و حضور دیرینه عشایر، در این فرهنگ شفاهی جایگاه خاصی پیدا کرده است.
یکی از روایتهای محلی که درباره شیمبار نقل میشود، به نام این منطقه مربوط است. «شیرینبهار» نامی است که در برخی منابع برای منطقه به کار رفته و در میان مردم نیز درباره وجه تسمیه آن روایتهایی وجود دارد. برخی آن را به سرسبزی و طراوت بهاری دشت نسبت میدهند؛ زمانی که چشمهها پرآب میشوند و گیاهان خودرو سراسر زمین را میپوشانند. در روایتهای شفاهی، بهار شیمبار چنان زیبا توصیف میشود که گویی طبیعت پس از ماهها انتظار، یکباره لباس تازهای بر تن میکند. همین تصویر میتواند یکی از دلایل ماندگاری نام شیرینبهار در حافظه مردم باشد، هرچند درباره ریشه دقیق نام شیمبار روایتهای متفاوتی وجود دارد و نمیتوان همه آنها را قطعی دانست.
بلوط در قصههای بختیاری شیمبار نیز جایگاهی فراتر از یک درخت دارد. درخت بلوط برای بسیاری از جوامع زاگرس نماد زندگی، پایداری و پیوند انسان با سرزمین است. مردم در گذشته از بلوط برای تأمین بخشی از خوراک و سوخت استفاده میکردند و سایه درختان کهنسال، پناهگاهی طبیعی در مسیر کوچ بود. به همین دلیل در فرهنگ شفاهی منطقه، درختان قدیمی گاه مانند شاهدانی خاموش تصور میشوند که شاهد عبور نسلهای مختلف بودهاند. قصههایی که در کنار این درختان گفته شده، ممکن است نسلها تغییر کرده باشند، اما خود درخت همچنان در جای خود باقی مانده است.
یکی دیگر از عناصر مهم روایتهای شیمبار، کوهستان است. بختیاریها از دیرباز زندگی خود را با کوهها و مسیرهای صعبالعبور زاگرس هماهنگ کردهاند و همین موضوع باعث شده است کوه در ادبیات شفاهی آنان جایگاهی ویژه داشته باشد. داستان دلاوری، پناه گرفتن، کوچ، جدایی و بازگشت در بسیاری از روایتهای محلی با کوه پیوند میخورد. شیمبار نیز به دلیل قرار گرفتن میان ارتفاعات، در حافظه مردم با چنین داستانهایی همراه شده است. برخی روایتهای محلی از شبهایی سخن میگویند که عشایر در کنار آتش مینشستند و بزرگان ایل داستانهای پهلوانان، بزرگان طایفه و اتفاقات گذشته را برای جوانترها تعریف میکردند.
در چنین شبهایی، موسیقی نیز بخشی از روایت بوده است. موسیقی بختیاری با سازهایی مانند سرنا و دهل و همچنین آوازهای حماسی و عاشقانه، وسیلهای برای انتقال خاطرهها محسوب میشده است. بنابراین قصه شیمبار را نمیتوان تنها در افسانههای مکتوب جستوجو کرد؛ بخشی از آن در آوازها، اشعار محلی و خاطرات شفاهی مردم زندگی میکند. بسیاری از داستانهایی که شاید امروز تنها چند سالمند منطقه جزئیات آنها را به یاد داشته باشند، زمانی بخشی از سرگرمی و آموزش نسلهای جوانتر بودهاند.
در کنار این روایتهای انسانی، طبیعت شیمبار نیز به شکلگیری باورهای محلی کمک کرده است. مهی که گاهی در درهها مینشیند، صدای باد میان بلوطها، تاریکی شبهای کوهستان و انعکاس صدا در درهها، برای انسان گذشته میتوانست رازآلود و حتی ترسناک باشد. طبیعی است که چنین فضایی زمینه مناسبی برای شکلگیری داستانهایی درباره موجودات ناشناخته، ارواح یا اتفاقات عجیب فراهم کند. با این حال، بسیاری از این روایتها را باید بخشی از فرهنگ عامه دانست، نه گزارشهایی تاریخی یا واقعیتهایی اثباتشده.
شیمبار امروز بیش از گذشته مورد توجه طبیعتگردانان قرار گرفته است، اما شاید مهمترین سرمایه آن چیزی باشد که در نگاه نخست دیده نمیشود؛ حافظه مردمانی که سالها در این سرزمین زندگی کردهاند. اگر گردشگر تنها برای تماشای جنگل بلوط، چشمهها و چشماندازهای کوهستانی به شیمبار برود، بخشی از زیبایی آن را خواهد دید، اما اگر پای صحبت مردم محلی بنشیند، با لایه دیگری از این سرزمین آشنا خواهد شد؛ لایهای از قصههای کوچ، دلاوری، عشق، سختی و زندگی در زاگرس. روایتهای بختیاری شیمبار شاید مانند افسانههای شاهنامه نامهای مشهور و داستانهای یکدست و مکتوب نداشته باشند، اما ارزش آنها در همین زنده بودن و پیوندشان با زندگی واقعی مردم است. شیمبار سرزمینی است که در آن طبیعت، تاریخ و فرهنگ شفاهی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هر درخت بلوط و هر مسیر کوهستانی میتواند آغازگر قصهای باشد که سالها پیش، کنار آتش یک سیاهچادر گفته شده و هنوز در حافظه زاگرس ادامه دارد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
مجله سینمایی و گردشگری لبخند سبز
معرفی آثار باستانی و جاذبه های گردشگری ، مراکز خرید ، رستورانها ، مراکز فرهنگی و هنری ، غذاها و آئین های سنتی ، گردشگری سلامت و تمام آنچه به گردشگری ربط دارد و نقد فیلم و سریال و معرفی آنها و هر آنچه به سینما ربط دارد و ندارد، البته با چاشنی لبخند چون قرار است کاری کنیم که حالمان بهتر بشود.
تاریخ شروع فعالیت سایت : اول دی ماه 1401
تهران پلاک 55 واحد 15
والا به خدا شما زنگ بزن ما خودمان خدمت می رسیم چرا شما بیفتید تو زحمت اگر هم خیلی مشتاق دیدن ما هستید تماس تصویری و بعدش هم کارت به کارت مبلغ آگهی که سفارش دادید .
اگر ایمیل زدید شما که دستتان به زدن عادت کرده یک پیامک هم بزنید راه دوری نمی رود ثواب دارد .
09126465250
labkhandsabz1@gmail.com
امیدوارم لبخند در لحظه لحظه زندگیتان جاری باشد .
تمامی عکسها و نوشته های این سایت بجز آنها که کپی می کنیم تولید خودمان است و هر گونه بهره برداری از آن مجاز است ( شما که بر می دارید چرا خودمان را سبک کنیم اونم تو این گرونی فقط اسم ما به عنوان نویسنده این گوشه کنارها بنویسید ممنون می شوم اگر لینک هم دادید که چه بهتر ) و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

.jpg)











