menusearch
labkhandsabz.ir

از شاهنامه تا کوهستان هشترود؛ رازهای قلعه ضحاک

جستجو
سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۷:۵۲:۴۷
۱۴۰۵/۵/۱۷ شنبه
(0)
(0)
از شاهنامه تا کوهستان هشترود؛ رازهای قلعه ضحاک
از شاهنامه تا کوهستان هشترود؛ رازهای قلعه ضحاک

زهرا علیخانی

 

لبخند سبز _

 

بر فراز صخره‌های سرخ‌رنگ شهرستان هشترود در آذربایجان شرقی، دژی باشکوه دیده می‌شود که قرن‌هاست نگاه رهگذران، تاریخ‌پژوهان و گردشگران را به خود جلب کرده است. این دژ که امروزه با نام قلعه ضحاک شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی شمال‌غرب ایران به شمار می‌رود و پیشینه آن به دوره اشکانی و ساسانی می‌رسد. با این حال، آنچه بیش از معماری و موقعیت راهبردی این قلعه در ذهن مردم ماندگار شده، نام آن و افسانه‌هایی است که طی قرن‌ها پیرامونش شکل گرفته‌اند. هرچند پژوهشگران معتقدند نام کنونی قلعه لزوماً به معنای ارتباط مستقیم آن با شخصیت افسانه‌ای ضحاک نیست، اما در فرهنگ عامه، این دژ سال‌هاست با داستان‌های شاهنامه و روایت‌های محلی پیوند خورده و به یکی از رازآلودترین قلعه‌های ایران تبدیل شده است.

 

مشهورترین روایت درباره این قلعه به ضحاک، پادشاه ستمگر شاهنامه فردوسی، بازمی‌گردد. در این افسانه آمده است که ضحاک پس از به قدرت رسیدن، برای دور ماندن از دشمنان و محافظت از گنجینه‌های خود، دژی مستحکم بر فراز کوه بنا کرد؛ جایی که دسترسی به آن برای هر مهاجمی دشوار باشد. مردم منطقه باور داشتند که این قلعه یکی از اقامتگاه‌های او بوده و فرمانروای افسانه‌ای سال‌هایی از زندگی خود را در آن سپری کرده است. اگرچه منابع تاریخی چنین ادعایی را تأیید نمی‌کنند و ساخت قلعه به دوره‌ای بسیار دیرتر از روایت‌های اساطیری نسبت داده می‌شود، اما همین هم‌نامی باعث شده است که تخیل مردم، این بنای سنگی را با داستان‌های شاهنامه درآمیزد.

 

بر اساس یکی دیگر از روایت‌های محلی، ضحاک گنجینه‌ای عظیم از طلا، جواهرات و اشیای گران‌بها را پیش از شکست خود در دل صخره‌های اطراف قلعه پنهان کرده است. گفته می‌شود این گنج در تالاری زیرزمینی قرار دارد که تنها از طریق گذرگاهی مخفی می‌توان به آن رسید. سالخوردگان منطقه نقل می‌کنند که در گذشته افراد زیادی برای یافتن این گنج راهی کوهستان شدند، اما هیچ‌کس موفق به کشف آن نشد. حتی برخی باور داشتند که نیرویی ناشناخته از گنج محافظت می‌کند و هرکس با نیت طمع به جست‌وجوی آن برود، راه خود را در میان صخره‌ها گم خواهد کرد یا با حادثه‌ای روبه‌رو می‌شود. این داستان، مانند بسیاری از افسانه‌های گنج در ایران، بیش از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد، بازتابی از تخیل و باورهای مردم محلی است.

 

افسانه دیگری که میان اهالی هشترود نقل می‌شود، به تونل‌های زیرزمینی قلعه مربوط است. بر اساس این روایت، در زیر دیوارهای سنگی دژ، شبکه‌ای از راهروهای مخفی وجود داشته که قلعه را به دره‌ها و چشمه‌های اطراف متصل می‌کرده است. گفته می‌شود ساکنان قلعه در زمان محاصره از این مسیرها برای تأمین آب، انتقال آذوقه یا فرار استفاده می‌کردند. هرچند کاوش‌های باستان‌شناسی شواهدی از برخی فضاهای داخلی و سازه‌های وابسته را آشکار کرده‌اند، اما وجود تونل‌های طولانی و اسرارآمیز که در روایت‌های مردمی توصیف می‌شوند، تاکنون به اثبات نرسیده است.

 

از دیگر داستان‌های رایج، روایت مارهای نگهبان قلعه است؛ روایتی که آشکارا از داستان دو مار روی شانه‌های ضحاک الهام گرفته است. مردم قدیم باور داشتند که مارهای بزرگی در شکاف صخره‌های اطراف قلعه زندگی می‌کنند و نگهبان گنج‌های پنهان هستند. برخی حتی می‌گفتند دیدن این مارها نشانه آن است که فرد به محل گنج نزدیک شده است. امروزه این داستان بیشتر جنبه نمادین دارد و پژوهشگران آن را بازتابی از تأثیر عمیق شاهنامه بر فرهنگ عامه منطقه می‌دانند، اما همچنان یکی از روایت‌هایی است که راهنمایان محلی برای گردشگران بازگو می‌کنند.

 

روایت دیگری نیز از شنیده شدن صداهای مرموز در شب‌های آرام سخن می‌گوید. برخی چوپانان و ساکنان روستاهای اطراف نقل کرده‌اند که در سکوت شب، صدای برخورد فلزها، سم اسب یا زمزمه‌هایی نامفهوم از سوی قلعه به گوش می‌رسد. در باور مردم، این صداها متعلق به نگهبانان یا سربازانی است که هنوز از دژ محافظت می‌کنند. البته کارشناسان احتمال می‌دهند که وزش باد در میان شکاف‌های سنگی، انعکاس صدا در دره‌ها و ویژگی‌های طبیعی منطقه، علت چنین شنیده‌هایی باشد، اما همین پدیده‌های طبیعی در طول زمان به افسانه‌هایی ماندگار تبدیل شده‌اند.

 

نکته مهم آن است که میان تاریخ و افسانه باید تفاوت قائل شد. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد قلعه ضحاک بنایی تاریخی با پیشینه‌ای ارزشمند از دوران اشکانی و ساسانی است و آثار معماری، سفالینه‌ها و بقایای به‌دست‌آمده از آن، اهمیت این دژ را در تاریخ ایران آشکار می‌کنند. اما نسبت دادن آن به ضحاک، بیشتر برخاسته از سنت‌های شفاهی و نفوذ داستان‌های شاهنامه در فرهنگ مردم است. در واقع، نام قلعه بستری مناسب برای شکل‌گیری روایت‌هایی شده که نسل به نسل منتقل شده‌اند و امروزه بخشی از میراث ناملموس منطقه به شمار می‌روند.

 

شاید راز جذابیت قلعه ضحاک نیز در همین هم‌نشینی تاریخ و اسطوره نهفته باشد. گردشگری که از مسیر کوهستانی بالا می‌رود و بر فراز دیوارهای سنگی این دژ می‌ایستد، تنها با بقایای یک قلعه باستانی روبه‌رو نیست، بلکه وارد دنیایی از داستان‌هایی می‌شود که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ کرده‌اند. گنج‌های پنهان، مارهای نگهبان، تونل‌های مخفی و روایت‌های مربوط به فرمانروایی ضحاک، هرچند پشتوانه تاریخی قطعی ندارند، اما بخشی از هویت فرهنگی این سرزمین را شکل داده‌اند. همین آمیزه از تاریخ مستند، طبیعت باشکوه و افسانه‌های کهن، قلعه ضحاک را به یکی از جذاب‌ترین مقاصد گردشگری ایران برای علاقه‌مندان به تاریخ، اسطوره و روایت‌های مردمی تبدیل کرده است.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
آکادمی سینمایی لبخند سبز
حمایت از ما
تلویزیون اینترنتی پایگاه خبری لبخند سبز
نقد فیلم جشنواره
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب