لبخند سبز - صادق برقی با نمایش «سفید» اثری خلق کرده که به جسورانهترین شکل ممکن، ماهیت حافظه و روایت را به چالش میکشد. این نمایشی که در شهریور ۱۴۰۱ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت، نه تنها یک اجرای تئاتری، بلکه یک آزمایشگاه فکری است که مخاطب را وادار به بازاندیشی درباره راستیآزمایی روایتهای تاریخی میکند.
در این اثر به مفهومی پرداخته که در تئاتر ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است: نسبیت حافظه و تاریخ. مواردی که در خلاصه نمایش اشاره شده است: «مادر به خانه میآید و همه بچهها فرصتی دارند تا چیزی که از او میدانند برایش تعریف کنند. هر روایت یک تاریخ است. هر روایت جهان تازهای را میآفریند. هر تاریخ جهانی را از بین میبرد». این ایده مرکزی نمایش را تشکیل میدهد.
یکی از نقاط قوت اصلی نمایش، پرداخت هوشمندانه شخصیت هاست. چهار دختر خانواده که هر کدام از نمایندگان نسلها و دیدگاههای مختلف هستند، با بازی بنفشه ریاضی، الهام شعبانی، ساناز آقایی و بیتا عزیز، ایجادهاند فضای چندصدایی خلقکننده. برقعی در مصاحبهای اشارهکند: «ما در این اثر چهار دختر داریم که نمایندگان نسلهای مختلف هستند و هر کدام نگاهی به این سرزمین و مناسبات مردمانش دارند». این نگاه چند پرسپکتیو به اثر عمق فلسفی قابل توجهی بخشیده است.
صحنه نمایش که شامل یک کمد پر از لباس و یک رختخواب است، به خوبی در خدمت مفهوم نمایش قرار گرفته است. برقعی در توضیح این انتخاب میگوید: «ما اینجا دو اکسسوار داریم. چیزهایی که برای مادر است و چیزهایی که دختر کوچک میخواهد حذفشان کند». این صحنهپردازی، به زیبایی استارههای از حافظه و فراموشی هستند.
نکته قابل توجه دیگر، فرآیند تولید این اثر است. برقعی میکند که بیش از 10 جلسه تمرین انجام میشود و در این مسیر حتی نیاز به تعویض دو بازیگر دارد. این وقف در نهایت به کیفیت اجرا شده است.
با این حال، نمایش خالی از اشکال هم نیست. مواردی که در مصاحبه ذکر شده، برخی از قسمتهای نمایش ممکن است برای مخاطب بیشتر به نظر برسد، صحنههایی که دخترها زمان زیادی صرف صحبت درباره درست کردن شیرینی میکنند. برقعی در پاسخ به این انتقاد میگوید: «درباره بیست دقیقه اول نمایش سفید هنوز دارم حذف و اضافه میکنم». این نشان میدهد که هنوز در حال پولیش شدن است.
از نظر اجرایی، بازیگران یکدست و هماهنگ است، اغلب برقعی اشاره میکند که بازی سپهر تهرانچی کمی از بقیه متمایز است. او توضیح میدهد که این تفاوت عمدی نبوده اما در نهایت به انسجام کلی آسیب نزده است.
نمایش «سفید» در نهایت اثری است که جسارت زیادی میطلبد هم از سوی سازندگان و هم از سوی مخاطبان. عیعی و همکارانش میتوانند بهعنوان موسیقیای که تنها سرگرمکننده باشند، مخاطب را به چالش فکری میکشد. این اثر میکند که تئاتر ایران میتواند به مفاهیم پیچیده فلسفی بپردازد و در عین حال خود با مخاطب عام را حفظ کند.
نمایشی که به ما یادآوری میکند، همیشه قابل اعتماد نیست و تاریخ تنها یک روایت واحد ندارد. اثری بهیادماندنی که باید آن را از جسورانهترین تولیدات تئاتر ایران در سال ۱۴۰۱ دانست.