menusearch
labkhandsabz.ir

نمادگرایی و هویت جمعی در تئاتر تن‌ها

جستجو
شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ | ۰۶:۱۹:۰۱
۱۴۰۰/۸/۱ شنبه
(0)
(0)
نمادگرایی و هویت جمعی در تئاتر تن‌ها
نمادگرایی و هویت جمعی در تئاتر تن‌ها

تن ها - لبخند سبز

مهدی صالحی

لبخند سبز - علیرضا معروفی در نمایش «تن‌ها» با جسارتی قابل تحسین، فرم را به خدمت محتوا درآورده و اثری خلق کرده که در آن، مفهوم ایثار و وحدت، فراتر از یک روایت خطی و بصریِ قراردادی ارائه می‌شود. داستان هشت اسیر در سلولی تنگ می‌توانست به روایتی رئال و ساده بینجامد، اما معروفی با نگاهی نمادین و فراتر از واقع‌گرایی صرف، از همین فضای محدود، جهانی انسانی و عمیقاً تاثیرگذار می‌سازد. انتخاب هوشمندانه او برای پوشاندن کت و شلوارهایی یکدست و یکشکل به بازیگران، یکی از کلیدی‌ترین تصمیمات هنری این اثر است. این یکسانی لباس، که در تضاد با تصویر مرسوم رزمندگان قرار می‌گیرد، عامدانه هویت فردی شخصیت‌ها را کمرنگ می‌کند تا بر هویت جمعی و مفهوم «امت» تاکید کند. آنها نه هشت فرد جداگانه، که پیکری واحد و نمادی از همه آنانی هستند که در راهی مقدس، خود را فراموش کرده و به کلیتی بزرگتر پیوسته‌اند.

این فرم، محتوای نمایش را به شکلی باشکوه نمایندگی می‌کند. «تن‌ها» در نهایت درباره یک «تن» است؛ تنهایی که جمع است و جمعیتی که یکی است. این جماعت یکپارچه، با بازی‌هایی فشرده و متمرکز از بازیگرانی چون حامد احمدوند، فرزاد تجلی، فردین شاه‌حسینی و دیگران، بر صحنه حاضر می‌شوند تا رنج، امید و استقامت مشترک را روایت کنند. آنها زمین می‌خورند، می‌نالند، اما دوباره برمی‌خیزند و در نهایت، کارکرد نهایی خود را آشکار می‌سازند: آنها پایه‌هایی هستند که قهرمان اصلی، یعنی «بچه» یا مهدی طحانیان (سرباز کوچک امام) را بر دوش می‌کشند تا او به مخاطب معرفی شود. این نقطه اوجی نمادین است که کل مفهوم نمایش را خلاصه می‌کند: قهرمانان بزرگ، بر شانه‌های ایثارگران گمنامی ایستاده‌اند که نام و چهره‌ای از خود به جا نگذاشته‌اند.

معروفی هم در نویسندگی و هم در کارگردانی موفق شده است فضایی خفه، پرتنش و در عین حال پرمعنا خلق کند. او مخاطب را وارد سلولی می‌کند که اگرچه از نظر فیزیکی محدود است، اما از نظر مفهومی بی‌نهایت گسترده است. نمایش «تن‌ها» بیش از آنکه یک داستان جنگ باشد، بیانیه‌ای است درباره معنای جمعی بودن، فدا کردن خود برای دیگری و اینکه چگونه می‌توان در دل جمع، معنا و هویت یافت. این اثر، تئاتری است هوشمند، چندلایه و به‌غایت تاثیرگذار که برای مدت‌ها در ذهن مخاطب خود خواهد ماند.

مرتبط با این بخش
 نقد نمایش «این زندگی مال کیه؟»، پیکاسوی فلج در نبرد مرگِ باکرامت!احیای شعر ایرج میرزا در تئاتر؛ آوازِ ول‌شدگان بر صحنه شهرزادبوسه‌های ناتمام، پارادوکسی که صحنه را گروگان گرفت جایزه‌های جهانی برای اثری که توالت‌های عمومی را به صحنه تئاتر بدل کرد! اپرای عروسکی عاشورا؛ نقطه تلاقی تعزیه، موسیقی و تکنیک‌های نمایشی معاصر(منتشر شده در ایرنا و جام جم)امشب به صرف بورش بدون خون، حمام سردی که عشق در آن غرق شد!(انتشار در ایرنا)باخ، وقتی موسیقی، دیالوگ صحنه را می‌نوازد!نقد نمایش «من، او، آن»، روایتی زنانه از گم‌شدگی در آخر خطاژدهاک، آتش انتقام در قفس اجرایی تک‌نفره!پرواز در ذهن اوتیستیک، وقتی تئاتر، مرزهای نادیده را می‌شکند!محاکمه سقراط در زندان اصفهان یا تهران؟هورباکس: طنین فریادهای گم‌شده در پیچ‌وخم‌های چهارراه ولیعصرماهی‌ای که در تور ایستایی گرفتار شد؛ نقد نمایش «ماهی رها» به کارگردانی ژاله صامتیتحلیل افسانه ببر؛ وقتی تئاتر از قدرت تخیل مخاطب سخن می‌گویدنقد نمایش اتاق سفید؛ رویارویی شعرگونه با واقعیت تلخ سرطان کودکاننقد نمایش آنامورفیک ؛ وقتی مخاطب بازیچه قدرت مطلق می‌شود
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
هفته نامه خبر سبز
رپرتاژ آگهی
تبلیغات
تبلیغات2
تبلیغات3
تبلیغات4
تبلیغات5
دانلود نشریات لبخند سبز
آخرین اخبار
طراحی توسط سایت ساز خبری