نقدی بر فیلم کوتاه «۶۳»؛گذر عمر و چالش نمادپردازی+ فیلم
مهدی صالحی
لبخند سبز - فیلم کوتاه «۶۳» به کارگردانی محمدعلی حمزه پور به عنوان هفتمین اثر این فیلمساز تلاش قابل تقدیری برای پرداختن به موضوعی عمیق و جهانی چون گذر زمان، تولد و تداوم نسلها است.
این فیلم با نگاهی نمادین سعی دارد مخاطب را به تأمل درباره چرخه زندگی وا دارد، اما در میانه راه با چالشهای اجرایی و مفهومی متعددی روبرو میشود که وحدت اثر را تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم در فضایی به ظاهر بیابانی اما در مجاورت ریل قطار و جادهای شلوغ آغاز میگردد. این انتخاب لوکیشن از همان ابتدا نوعی تضاد بصری ایجاد میکند؛ تضادی بین نشانههای جهان قدیم (عدد ۶۳) و جهان جدید (ماشینهای مدل بالا). این ناهمگونی اگرچه شاید میخواسته بر شکاف بین نسلها تأکید کند اما در نهایت بیشتر به عنوان یک اشکال بصری و عدم انسجام فضا سازی، ادراک میشود و مخاطب را سردرگم مینماید.
فیلم با صحنهای سیاه و صدای شکستن شیشه آغاز میشود و با ریختن آب بر روی یک گوی سفید مفهوم بسته شدن نطفه و تولد را به زیبایی به تصویر میکشد. این سکانس افتتاحیه قوی و پرکشش متأسفانه با حرکت بعدی شخصیت با شلوارش که کاری کاملاً اضافی و خارج از ریتم است از ارزش نمادین این صحنه ظریف و هنری میکاهد.
یکی از نقاط قوت فیلم استفاده هوشمندانه از موسیقی است. موسیقی وهمآلود و صداگذاری مناسب به جذابیت فضا و کشش دراماتیک فیلم افزوده و توانسته حال و هوای مناسبی خلق کند.
در ادامه روند رشد شخصیت اصلی با استفاده از نمادهایی مانند اسباب بازی و کتاب و سپس صفحهکلید رایانه به شکلی خلاقانه نشان داده میشود که ایدهای تحسینبرانگیز است. البته عدم وجود یک کولهپشتی یا عنصری مشابه برای گردآوری این نمادها فرصت نمایش استمرار و انباشت تجربه و دانش را از فیلم گرفته است.
اما یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای فیلم نگاه آن به مسئله پیشرفت و تربیت نسلهاست. نمایش پدربزرگ به عنوان فردی مست و نوه او به عنوان معتاد بدون ارائه بستر روایی کافی بیشتر به یک کلیشه سیاه و ناامید کننده شبیه است تا بیانیهای هنری. این انتخاب این سؤال را پیش میکشد که آیا هدف کارگردان نشان دادن یک عقبگرد اجتماعی بوده؟ چنین تصویری با کلیت پیام فیلم که باید نشاندهنده حرکت رو به جلو باشد در تضاد است.
حتی اگر قرار بر نشان دادن اعتیاد بود استفاده از نمادهای عصر جدید مانند گوشی هوشمند میتوانست منطبقتر با روند پیشرفت تکنولوژیک باشد تا بازگشت به کتاب.
اشکال دیگر در کارگردانی صحنه و چیدمان بازیگران است. قرارگیری نامتناسب پدربزرگ روی بلندی، پدر در سطحی پایینتر و نوه در سطحی بالاتر، منطق روشنی ندارد و با مفهوم پیشرفت نسلها که باید پلکانی و رو به بالا باشد همخوانی ندارد.
نمای آینه نیز به عنوان یک نماد کلیدی عملکرد مبهمی دارد. آیا کاراکتر در حال نگاه به گذشته، آینده یا درون خوداست؟ این ابهام اگرچه گاهی میتواند نقطه قوت باشد اما در اینجا به دلیل عدم پشتیبانی توسط سایر عناصر فیلم صرفاً گیجکننده به نظر میرسد.
معمولا آینه نشان دهنده حالت درونی است و در برخی مواقع در داستان های جن و پری آینده را نشان میدهد ولی در اکثر مواقع به حالات درونی انسان اشاره دارد که میتواند شکسته، کدر و حتی موج دار و پله ای باشد همانند دو لنگه درب که آینه دارند و یکی جلوتر از دیگری است
در مجموع «۶۳» را میتوان اثری بلند پروازانه و پر ایده از یک فیلمساز جوان دانست که شهامت پرداختن به موضوعی پیچیده را دارد. این فیلم در لحظاتی موفق است و نوید استعدادی را میدهد که با مطالعه بیشتر و دقت در جزئیات نماد پردازی و روایت میتواند در آثار آینده خود درخشش بیشتری داشته باشد. امید است محمدعلی حمزه پور با رفع ایرادات مفهومی و فنی در مسیر سینمایی خود موفق باشد.