داود فتحعلی بیگی با نمایش «در و گبر و یک قرص نان» اثری خلق کرده که در آن تاریخ، معنویت و روایتهای عامیانه در هم میآمیزند تا تجربهای عمیق و تأملبرانگیز را برای مخاطب به ارمغان آورند. این نمایش که از ۳۰بهمن تا ۱۶اسفند ۱۴۰۱در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت، نه تنها یک اجرای تئاتری، بلکه سفری روحانی به قلب فرهنگ شیعی و ایرانی است.
یکی از نقاط قوت اصلی نمایش، ساختار روایی هوشمندانه آن است که سه داستان به ظاهر مجزا را در هم میتند. روایت اول به طراحی صحن و سرای امام رضا(ع) توسط شیخ بهایی در دوران صفوی میپردازد، روایت دوم شفای فرستاده یهودی سلجوقیان را نشان میدهد، و روایت سوم - که ساخته ذهن نویسنده است - داستان زنی را روایت میکند که برای سیر کردن فرزندانش نان میدزدد. این سه روایت با مهارت در هم بافته شدهاند و در نهایت تصویری جامع از کرامات امام رضا(ع) ارائه میدهند.
فتحعلی بیگی در پرداخت نمایش بر استفاده از روایتهای تاریخی واقعی تأکید دارد: «من برای نوشتن متن این نمایشنامه صرفاً از روایتهای تاریخی و واقعی الهام گرفتهام و داستان را دراماتیک و به نمایش تبدیل کردهام». این پایبندی به منابع تاریخی به اثر عمق و اعتبار بخشیده است. با این حال، کارگردان از عنصر خلاقیت نیز بهره برده و بخش سوم نمایش را که درباره زن ناندزد است، خودش افزوده است.
از نظر اجرایی، بازی گروهی بازیگران از جمله حمیدرضا معدنکن، امیرآزاد روستا، فاطمه رضا خانی و دیگران قابل تحسین است. فتحعلی بیگی با بهرهگیری از هنرمندان استان البرز توانسته است هماهنگی خاصی بین بازیگران ایجاد کند. او در این باره توضیح میدهد: «همواره سعی کردم از هنرمندان شهر خودم کرج استفاده کنم. در این اثر نیز از بازیگران تئاتر استان البرز که سابقه خوبی در تئاتر دارند استفاده شده است».
طراحی صحنه و فضاسازی نمایش نیز به خوبی در خدمت روایت قرار گرفته است. کارگردان با استفاده از عناصر نمادین - از جمله قرص نان که نماد گرسنگی جسمانی و معنوی است - توانسته مفاهیم عمیقی را به مخاطب انتقال دهد. به گفته فتحعلی بیگی: «در لحظه لحظه نمایش نام مبارک امام رضا(ع) مطرح میشود. پیوسته شخصیتهای داستان دعا میکنند و از امام رضا(ع) میخواهند آنها را حاجت روا کند».
نکته جالب توجه درباره این نمایش، تأثیر عمیق آن بر مخاطبان است. فتحعلی بیگی اشاره میکند: «خودم بارها هنگام دیدن نمایش از استغاثه به خدا و طلب از امام رضا(ع) اشک ریختم. حتی افرادی که مسلمان نبودند، زمانی که به تماشای نمایش نشستند بسیار تأثیر گرفتند». این نشان میدهد که نمایش توانسته است فراتر از مرزهای مذهبی، بر قلبهای همه مخاطبان تأثیر بگذارد.
از منظر فرهنگی و اجتماعی، «در و گبر و یک قرص نان» اهمیت هنرهای آیینی را یادآور میشود. فتحعلی بیگی معتقد است: «هنر نمایش (تئاتر) با فرهنگ کشورمان عجین است... اینگونه هنرها نباید در کشور از بین برود یا کمرنگ شود». این نمایش اثبات میکند که تئاتر آیینی میتواند هم جنبه سرگرمکننده داشته باشد و هم پیامهای معنوی و اخلاقی عمیقی را انتقال دهد.
در پایان باید اشاره کرد که نمایش «در و گبر و یک قرص نان» با استقبال بسیار خوب تماشاگران روبرو شد و حتی در پایان اجراهایش از داود فتحعلی بیگی تجلیل به عمل آمد. سید محمد جواد طاهری، رئیس مجموعه تئاتر شهر، لوح تقدیری به این کارگردان پیشکسوت اهدا کرد.
این اثر نه تنها یک نمایش موفق، که الگویی برای تولیدات آیینی در تئاتر ایران محسوب میشود. تلفیق هنرمندانه تاریخ، معنویت و روایتهای عامیانه، «در و گبر و یک قرص نان» را به یکی از آثار بهیادماندنی تئاتر ایران در سال ۱۴۰۱تبدیل کرده است. نمایشی که هم مخاطب عام را جذب میکند و هم اهل هنر و فرهنگ را به تفکر وامیدارد.